فلسفه عزاداری برای امام حسین (ع)
فلسفه گریستن بر امام حسین(ع)و شهدای کربلا چیست؟
برخی از روایات در خصوص گریه بر امام حسین(ع) و عبارت است :
امام معصوم(ع) فرمود :هر چشمیدر روز قیامت به جهت سختیها گریان است مگر چشمیکه بر امام حسین(ع) گریسته باشد. این چشم خندان و بشاش است.(۱) و امام رضا(ع) میفرماید :”گریه بر امام حسین(ع) گناهان را محو میکند”(۲) و روایات بسیار دیگر.
اما در مورد حکمت گریه بر امام حسین( و اصحاب آن حضرت، مطالبی بیان شده است، از آن جمله :
گریه ذاتاً خوب و سبب پالایش روح است و این پالایش روحی در مجالس عزاداری امام حسین(ع) بیشترین ثمربخشی را دارد. و موارد دیگر، اما میتوان گفت فلسفه عمومیگریه بر امام حسین(ع) که بزرگان ما گفته اند به دو امر مهم و اساسی برمیگردد.
۱٫بُعد اخلاقی :چنانکه گفته شد گریه ارزشمند در فرهنگ شیعی، اولاً گریه ای است که موجب تعالی و رشد روح است و ثانیاً سرچشمة آن معرفت است. گریه بر امام حسین(ع) یا به جهت یاد کردن غم و اندوه از دست دادن عاشق حقیقی خداوند متعال است که تجلی گاه اوصاف الهی بود و مؤمنان بوی گل را از گلاب او استشمام میکردند، و یا به دلیل عقب ماندگی و نداشتههای خود، در مقابل مناقب و فضایل آن بزرگوار و یاران باوفایش است. در واقع گریه بر این است که حبیب بن مظاهر که بود و چه داشت و من چه کسی هستم و چه در کف دارم؟اشک بر علی اکبر ناله بر خود است که آن جوان رشید چه فضایلی را دارا بود و من تا چه اندازه آن خصلتها را دارم. اگر گریه ما از این منشأ دور است باید بکوشیم اشک و آه خود را به این سمت سوق دهیم تا بر اثر آن، روحمان تعالی یابد.
۲٫ بُعد اجتماعی :اگر گریه بر اباعبدا… (ع) از سر معرفت باشد و منشأ آن نیز بُعد اخلاقی این حرمت باشد، قطعاً این حزن اندوه، پس از آن که موجب تحول درونی انسان گردید، زمینه را برای تحولات اجتماعی فراهم میسازد. وقتی گریه بر امام حسین(ع) گریه ای در جهت تعالی روح شد و موجب گردید که آدمیدر فضایل اخلاقی و فردی خود تأمل و تجدید نظر کند، قطعاً این تحول درونی، زمینه را برای ساختن اجتماعی در راستای اهداف متعالی اسلام فراهم خواهد ساخت.
به بیان دیگر، در واقع گریه بر امام حسین(ع) با یک واسطه، زمینه را برای حفظ آرمانهای آن حضرت و پیاده کردن آن فراهم میسازد و به همین دلیل میتوان گفت :یکی از حکمتهای گریه بر امام حسین(ع) ساختن جامعه بر اساس الگوی ارائه شده از سوی او است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع و مآخذ :
۱٫ الخصائص الحسینیه، ص۱۴۰
۲٫ مسندامام رضا(ع)،ج۲،ص۲۷
۳٫ به کتاب آذرخش از آسمان کربلا، استاد مصباح یزدی مراجعه شود.
منبع: http://www.jawab.ir
چیستی عزاداری برای امام حسین(ع)
«عَزا» در لغت، به معنای «صبر و شکیبایی کردن بر هر چیزی که انسان از دست میدهد»،۶ و نیز به معنای «خوب صبر کردن»، «صبر کردن در مصیبت» و «سوگ و مصیبت» است.۷ در عربی، «عَزّیْتُ فلاناً» یعنی او را دلداری و تسلّی دادم، و «اَحْسَنَ اللّهُ عَزاک» یعنی خداوند تو را صبر نیک دهد.۸
بر این اساس، «عزاداری» مراسمیاست که برای آرامش بخشیدن به فرد یا افراد داغ دیده برگزار میشود. برای این منظور، روشهای متعددی کاربرد دارد; مانند: هم دردی کردنِ زبانی با فرد داغ دیده، گریه کردن همراه با فرد داغ دیده، شنیدن غم و غصههای فرد داغ دیده، یادآوری داغهای دیگران به ویژه داغهای بزرگان دینی و تاریخی و… . در جوامع مختلف، عزاداری معمولا در قالب مراسم جمعی، در چند مرحله زمانی (سوم، هفتم، چهلم و…) و با آدابی مخصوص برگزار میشود، و روی هم رفته، تأثیر بسیار شگرفی در آرامش بخشیدن به افراد داغ دیده دارد.۹
افزون بر مراسم عزاداری، دو عامل «گذشت زمان» و «فراموشی» به یاری فرد داغ دیده میآید و اندک اندک او را از هیجانهای ناشی از غم دیدگی میرهاند.۱۰ در این حال، معمولا مراسم عزاداری نیز متوقف میشود، و در نهایت، برای بزرگداشت و یاد بود، مراسمیبرپا میشود; البته روشن است که نقش مراسم یادبود در آرامش بخشیدن به بازماندگان بسیار اندک، و نقش آن در زنده نگاه داشتنِ نام و یاد فرد در گذشته بسیار فراوان است. از این رو، برگزاری مراسم بزرگداشت و یادبود برای بزرگان دینی، ملّی و دانشمندان، حتی پس از گذشت زمان دراز از فقدان آنها، کاری بسیار رایج است.
در وهله نخست، به نظر میرسد که برپایی مراسم عزاداری برای امام حسین(علیه السلام)از نوع اخیر است; اما در واقع، شخصیت امام حسین(علیه السلام)چندان عظیم، و حوادث قیام او چنان مصیبت بار است که عزاداری وی به هیچ وجه با مراسم معمول در یاد بود و بزرگداشت افراد که غالباً خشک و بی هیجان است، همانندی ندارد. پس از گذشت چهارده قرن و اندی از حادثه عاشورا، شرکت کنندگان در عزاداری امام حسین(علیه السلام)در واقع، خویشتن را مصیبت زده و داغدارِ آن حادثه بزرگ مییابند و با شرکت در این مراسم عملا به یکدیگر، و نیز به صاحبان اصلی مصیبت (اهل بیت(علیهم السلام)) تسلّی میدهند.۱۱ گواه بر این سخن، آن است که عزادارانِ امام حسین(علیه السلام)، به یادِ مصائب و مظلومیت آن حضرت گریه و شیون سر میدهند و حتی بی تاب میشوند; البته این حالات ریشه در پیوند عمیق عاطفی با امام حسین(علیه السلام) و اهل بیت(علیهم السلام)دارد که در این باره، در ادامه نوشتار به تفصیل سخن به میان خواهد آمد.
ناگفته پیداست که برپایی عزاداری امام حسین(علیه السلام) افزون بر تسلّی بخشیدن به شرکت کنندگان در آن مراسم، به طور کاملا طبیعی، سبب میشود تا نام و یاد امام حسین(علیه السلام) و حماسه عظیم او همواره زنده و تازه نگاه داشته شود; به ویژه آنکه عزاداری بر امام حسین(علیه السلام)در قالب یکی از مردمیترین رسمهای اجتماعی میان مسلمانان انجام میشود و همگان در هر سنّ و از هر صنف ـ زن و مرد، پیر و جوان و خردسال، و… ـ با حضور در آن، پیامها و درسهای حماسه حسینی را با عمق جان دریافت میکنند.
۲٫ چرایی عزاداری برای امام حسین(علیه السلام)
عزاداران امام حسین(علیه السلام) با حضور در مراسم عزاداری آن حضرت، در واقع، خویشتن را مصیبت زده و داغ دارِ حادثه خونین عاشورا مییابند; گریه و شیون سر میدهند و بی تاب میشوند. بر این اساس، در این قسمت از نوشتار، ابتدا باید بر این سخن اذعان کرد که عزاداری امام حسین(علیه السلام)، گرچه به گونه ای است که شرکت کنندگان در آن، غمبار و گریان میشوند، اما با وجود این، آن مراسم تأثیرات روانی بسیار مطلوبی بر روی ایشان بر جای میگذارد. بی گمان، شرکت کنندگان در عزاداری امام حسین(علیه السلام)آرامشی ویژه و لذتی خاص را احساس میکنند، و اگر غمیبر چهره آنان مینشیند، غمیمتفاوت با غم و غصههای زندگی روزمره است; غم معنویت، غم آخرت و غم مظلومیت است. غمیاست که منشأ حرکت است، و کنشوری اجتماعی افراد را افزایش میدهد نه کاهش، و عامل نابهنجار در زندگی افراد نمیشود، بلکه در مواردی نقش درمانی ایفا میکند، و به زندگی نشاط میبخشد.۱۲ از این رو، کسانی که حضور در مجالس عزاداری امام حسین(علیه السلام) را تجربه کرده اند، هرگز از تکرار و استمرار آن دلزده نمیشوند; در حالی که بی گمان، در هیچ مجلس یاد بود و بزرگداشت دیگری، وضع بدین گونه نیست.
حال، باید دید که چرا عزاداران حسینی، به شکل خود خواسته، به مجالس سوگواری امام حسین(علیه السلام) پا میگذارند، جامه سیاه بر تن میکنند، بر سر و سینه میزنند، اشک میریزند و…؟ بی گمان، پاسخ به این پرسش، خود میتواند بیانگر «چرایی عزاداری برای امام حسین(علیه السلام)» باشد.
اساسِ پاسخ را باید در مهر و محبّتِ به امام حسین(علیه السلام)جستوجو کرد که تا «ژرفای احساسات و عواطفِ» عزاداران راه یافته،۱۳ و ایشان را چنان شیفته و شیدا کرده است که ناآشنایان طعنه گو، از حالت آنان به «جنون» تعبیر میکنند. آری، عزاداران امام حسین(علیه السلام) بر اساس «پیوند عمیق عاطفی»، هر ساله مراسم عزای حسینی را با شکوه تر از قبل برگزار میکنند، و این همه، تجلّی این فرموده رسول خدا(صلی الله علیه وآله)است: «إن لقتل الحسین حرارة فی قلوب المؤمنین لاتبرد ابداً»۱۴; برای شهادت امام حسین(علیه السلام)در دلهای مؤمنان حرارتی است که هرگز سرد و خاموش نمیشود.
بر این اساس، مهر، عشق و عاطفه، مهم ترین پشتوانه برای برپایی مراسم عزاداری امام حسین(علیه السلام) بوده است. با وجود این، کارکرد آن مراسم، هرگز به جنبه عاطفی محدود نبوده است. در طول تاریخ، برگزاری عزاداری برای امام حسین(علیه السلام)فرصتی مناسب به دست میداده است تا مرثیه سرایان و خطیبان، همگان را با شخصیت و نهضت امام حسین(علیه السلام)، و نیز با معارف اسلامیآشنا کنند. بر این اساس، عزاداری امام حسین(علیه السلام)آثار، فواید و کارکردهای بسیار مهمیدر ابعاد فرهنگی، اجتماعی و سیاسی داشته است. بی گمان، شناخت این کارکردها و آثار سبب میشود تا ما نسبت به «چرایی عزاداری برای امام حسین(علیه السلام)» آگاهی ژرف تری پیدا کنیم. از این رو، در اینجا، مهم ترین کارکردها و آثار عزاداری امام حسین(علیه السلام)، به اجمال شناسایی میشود:
الف. زنده نگاه داشتن نهضت عاشورا
عزاداری برای امام حسین(علیه السلام) در مهم ترین کارکرد خود، سبب شده است تا یاد، نام و پیامهای نهضت عاشورا زنده و جاوید بماند، و آموزههای آن به همه بشریت انتقال یابد. از این طریق، همه انسانها ـ مسلمان و نامسلمان ـ در طول تاریخ، با آموزههایی همچون: ستم ستیزی، آزادگی، شهادت طلبی، ایثار و حقیقت جویی آشنا شده اند. در این باره، این سخن از یک نویسنده غربی بسیار جالب توجه است: «اگر مورخان ما حقیقت این روز (عاشورا) را میدانستند و درک میکردند که عاشورا چه روزی است، این عزاداری را مجنونانه نمیپنداشتند; زیرا پیروان حسینی به واسطه عزاداری حسینی میدانند که پستی و زیر دستی و استعمار و استثمار را نباید قبول کرد; زیرا شعار پیشرو و آقای آنها ندادنِ تن به زیر بار ظلم و ستم بود.»۱۵
ب. معرفی الگوهای راستین و ایجاد پیوند عمیق عاطفی با آنان
عزاداران حسینی، با شرکت در مراسم عزای امام حسین(علیه السلام)و یاران با وفایش، با شخصیت و عظمت روحی آنان آشنا میشوند، و آنان را انسانهای کاملی مییابند که واجد صفات پسندیده صبر، وفا، استقامت، و از خود گذشتگی اند، و هر یک، الگو و اُسوه نیکیهایند. مهم تر اینکه عزاداران به یاد مظلومیت و مصیبت ایشان به سوگ مینشینند، میگریند، و بر سر و سینه میزنند، و از این طریق، شناخت خود را نسبت به آنان با پیوندی عاطفی، استحکام میبخشند.
از آن سو، عزاداران با دشمنان امام حسین(علیه السلام)، یزید و یزیدیان، نیز آشنا میشوند، و نسبت به آنان عمیقاً نفرت پیدا میکنند. بر این اساس، عزاداری امام حسین(علیه السلام)، در عمل، به تحقّقِ «تولّی» و «تبرّی» میانجامد، و فرصتی میشود تا عزاداران در خطاب به مقتدای خود، اعلام کنند: «انّی سلمٌ لِمن سالمکم و حربٌ لِمن حاربکم و ولی لِمن والاکم و عدوٌّ لِمن عاداکم»۱۶; من، با کسانی که با شما در آشتی و صلح باشند، آشتی اَم ; و با کسانی که با شما در ستیز و جنگ باشند، در ستیزم; و با کسانی که شما را دوست بدارند، دوستمَ; و با کسانی که شما را دشمن بدارند، دشمَنم.
ج. تعلیم معارف دینی
مجالس عزاداری امام حسین(علیه السلام)فرصتی بسیار ارزشمند به دست میدهد تا واعظان و خطیبان عالم، به بیان احکام و مباحث شرعی، اخلاقی و اعتقادی بپردازند و عزاداران حسینی را با معارف دینی آشنا کنند. بر این اساس، همان گونه که در محرم سال ۶۱ هجری، امام حسین(علیه السلام)برای احیای دین قیام کرد، مراسم عزاداری او نیز در طول تاریخ، بستری شد برای احیای دین و ترویج معارف آن.
د. ایجاد معنویّت در جامعه
چنان که پیش تر نیز گذشت، شرکت در عزاداری امام حسین(علیه السلام)، آرامش و لذت خاصی به عزاداران میبخشد. در واقع، این آرامش ناشی از فضای ویژه ای است که در مجالس عزای حسینی به وجود میآید. در این مجالس، سخن از دیانت، حقیقت و مظلومیت، با اشک و سوز همراه میشود و جانهای خسته از زندگیهای روزمره را دگرگون میکند. در نتیجه، عزاداران احساس پاکی، سبکباری، لطافت و معنویت میکنند که این حالات خود میتواند بیانگر نوعی از تزکیه و پالایش روحی باشد که با شرکت در مجالس عزای حسینی به دست میآید; البته سزاوار است که عزاداران در خارج از مجالس عزا نیز مراقب اعمال خود باشند تا رشد معنوی آنان افول نیابد.
در اینجا، همچنان باید تأکید کرد که موارد یاد شده در بالا، تنها برخی از مهم ترین کارکردها و آثار عزاداری امام حسین(علیه السلام)است.۱۷ اهمیت موارد یاد شده بر همگان روشن است، و بی شک، میتوان ریشه تردیدها و انکارهایی را که نسبت به برپایی عزاداری برای امام حسین(علیه السلام) انجام میشود، در خصومت با همین آثار و کارکردها یافت. در این باره، امام خمینی(قدس سره) هشدار داده و میفرماید: «… آن روضههای سنّتی و آن مصیبتها را زنده نگاه دارید که برکاتی که به ما میرسد از آنهاست، این برکات از کربلاست. کربلا و نام مبارک سیدالشهدا را زنده نگه دارید که با زنده بودن او اسلام زنده نگه داشته میشود.»۱۸ همچنین، میفرماید: «روضه سیدالشهدا برای حفظ مکتب سیدالشهدا است. آن کسانی که میگویند روضه سیدالشهدا را نخوانید، اصلا نمیفهمند مکتب سیدالشهدا چه بوده و نمیدانند یعنی چه. این گریهها و این روضهها، این مکتب را حفظ کرده است…»۱۹
۳٫ گریه بر امام حسین(علیه السلام)(چیستی و چرایی)
روایات نقل شده از معصومان(علیهم السلام) بیانگر آن است که آنان، خود به یاد مصائب و مظلومیت امام حسین(علیه السلام) میگریستند و نیز از اصحابشان میخواستند که این گونه رفتار کنند، و به منظور تشویق آنان، پاداش عظیمِ گریه بر حسین(علیه السلام) را بیان میکردند. بی گمان، همین رهنمودهای معصومان(علیهم السلام)، منشأ اصلی برای برپایی عزاداری امام حسین(علیه السلام) بوده، نیز در تداوم و بقای آن، و تبدیل شدنِ آن به شکل یک رسم و سنّت اجتماعی، نقش محوری داشته است.
حال در اینجا، باید دید که گریه بر امام حسین(علیه السلام) چیست و بر چه گونههایی است؟ و در اساس، چرا بر حسین(علیه السلام)میگریند؟
برای پاسخ گویی به این پرسشها، نخست باید بررسی کرد که به طور کلی، گریه کردن چگونه رفتاری است و چه انواعی دارد؟
در این باره، باید گفت که گریستن ـ همچون خندیدن ـ یک رفتار هیجانی مخصوص به انسانهاست. هر انسانی، کما بیش، مواردی از گریه کردنِ خود را تجربه کرده و یا گریستن دیگران را دیده است، و به وضوح دریافته است که گریه ـ مانند خنده ـ برآمده از شدیدترین حالات احساسی انسان است.۲۰همچنین، تجربه نشان میدهد که ابراز ناراحتی به وسیله گریه ـ یا ابراز شادی به وسیله خنده ـ از نشانههای تعادل روحی انسان است. به گونه ای که اگر فردی نگرید ـ یا نخندد ـ میتوان روان او را نامتعادل توصیف کرد. انسانهایی که با گریه و خنده، غمها و شادیهای خود را بروز میدهند، از سلامت جسمیو روحی بیشتری و از نشاط و تحرک بهتری، در صحنه زندگی برخوردارند. از این رو، مشاهده مظلومیت و مصائب کسانی که مورد علاقه انسان هستند، نیز تجسم و یادآوری آنها ـ که در مورد امام حسین(علیه السلام) و یارانش چنین است ـ عواطف انسانهایی را که فطرتی پاک دارند، تحت تأثیر قرار میدهد، و سبب میشود تا بر آن مظلومیّت و مصائب بگریند.۲۱
بر این اساس، گریه کردن یکی از رفتارهای عادی و طبیعی آدمیاست. گریه، دارای یک ظاهر است و یک باطن. ظاهر آن یک امر فیزیولوژیک است. تأثیرات روانی، از طریق محرکهای بیرونی یا درونی مثل تفکر، وارد چرخه فیزیولوژی مغز و اعصاب میشود، در نتیجه، بخش خاصی از مغز تحریک میگردد، و به غدد اشکی چشم فرمان فعالیت میهد و در نهایت، قطرات اشک جاری میشود که ما آن را گریه مینامیم. باطن گریه همان تأثیرات درونی و عاطفی است که به سبب عوامل مختلف، در فرد بروز مییابد. بر این اساس، «گریه» انواع گوناگونی دارد که در این جا، مهم ترین آنها، به اجمال شناسایی میشود:۲۲
الف. گریه ناشی از علاقه طبیعی انسان به خود و متعلقات خود
این نوع از گریه، یا ریشه در دردمندی جسمیدارد که بیشتر در افراد کم سنّ و سال بروز مییابد، و یا برخاسته از غم و اندوهی است که در مواجهه با حوادث ناگوار، فضای درونی انسان را فرا میگیرد; حوادثی همچون: فقدان بستگان و آشنایان، از دست دادن شیء یا فرصت مورد علاقه، عدم دست یابی به موفقیتی مهم، عدم دست یابی به پیروزی در مسابقات ورزشی و… . در چنین حالتی، به اصطلاح عامیانه، عقدهها گشوده، و اشک از چشم جاری میشود. در اصطلاح روان شناسان، گریه در این حالت، سببِ «تخلیه روانی ـ هیجانی» میشود، و در نتیجه، فرد تا حدود زیادی آرامش پیدا میکند.۲۳
در داغ از دست دادن عزیزان، این نوع از گریه در افراد بازمانده بروز مییابد، و ناشی از احساس فراق و جدا شدن از آن عزیز درگذشته است. چنین گریه ای، معمولا برای همه افراد، در سنین، جوامع و جایگاههای مختلف پیش میآید، چنان که درباره شخص رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) نیز گزارش شده است. حضرت در داغ وفات فرزندش ابراهیم (سال ۹ هجری)، چنان گریستند که اشک بر محاسن مبارکش جاری شد، و در برابر آنان که کوشیدند وی را از این کار منع کنند، فرمودند: «… این اشک، از روی رحمت و رأفت است و هر کس رحم نکند، مورد رحمت قرار نمیگیرد»،۲۴ و بنا به گزارشی، چنین فرمودند: «چشم میگِرید، و قلب اندوهناک میشود، اما ما سخنی نمیگوییم که ]ناسپاسی باشد و [پروردگار را به خشم آورد.»۲۵ در سوگ درگذشت رقیه دختر پیامبر(صلی الله علیه وآله)(سال ۲ هجری)، عمربن الخطاب کوشید تا زنان را از گریستن باز دارد، اما رسول خدا(صلی الله علیه وآله) مانع او شد، و فرمود: «... هر چه از چشم و قلب باشد ]یعنی اشک و اندوه[، از روی رحمت و رأفت است، و هر چه از زبان و دست باشد ]کارهایی مانند: ناسپاسی کردن، گریبان دریدن، به خود لطمه زدن و…[ از شیطان است.»۲۶ همچنین رسول اکرم(صلی الله علیه وآله)، در شهادت عموی گرامیاش حمزه (سال ۳ هجری)، با بیانِ این سخن که «عمویم حمزه گریه کننده ندارد»، دیگران را به گریستن بر حمزه واداشت،۲۷ و نیز خود برای او بسیار گریه کرد،۲۸ چنان که حضرت ـ در موارد مختلف ـ در داغ بستگان و یاران دیگر خویش اشک ریخت،۲۹ وروی هم رفته،این گونه رفتارهای پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)سبب شد تا گریستن برای درگذشتگان، در جایگاه یک رسم اجتماعی «تأیید شده از سوی شرع» در میان مسلمانان رواج یابد. در اینجا، باید از نوع دیگری از گریه یاد کرد که حالتی ویژه دارد. برخلاف موارد دیگر که بر اثر غم و اندوه بروز مییابد، ویژگی این نوع خاص در این است که در حالت شادمانی شدید پیش میآید، و معمولا «گریه شوق» نامیده میشود. این گریه در مواردی است که انسان، پس از گذرانِ دوره ای از فراق، جدایی و ناامید شدن در دست یابی به شیء، نعمت یا یکی از عزیزانِ خود، به آن خواسته نایافته میرسد، پس در این هنگام، از شدت شوق و هیجان، بی اختیار میگرید. چنین گریه ای، از جلوههای زیبایی احساس و دلدادگی روحی انسان است.۳۰ چنان که در تاریخ صدر اسلام (سال ۷ هجری پس از فتح خیبر)، هنگامیکه جعفربن ابی طالب پس از سالها حضور در حبشه، به مدینه بازگشت و به حضور رسول اکرم(صلی الله علیه وآله)رسید، پیامبر(صلی الله علیه وآله)به استقبال او رفت، «و بکی فرحاً برؤیته; و از شوق دیدارش گریست.»۳۱
ب. گریه ناشی از نوع دوستی و مِهرورزی نسبت به دیگران
انسان، به طور طبیعی موجودی نوع دوست و مِهرورز است که با مشاهده ـ یا آگاه شدن از ـ بروز حوداث ناگوار برای دیگران، متأثر میشود، و حتی برای آنان میگِرید. در مواردی همچون: سیل، زلزله، قحطی، و بلایای طبیعی دیگر که معمولا به شماری از انسانها آسیب میرسد و آنان با وضعیتی وخیم مواجه میشوند، حتی کسانی که خارج از صحنه حوادث اند، با آگاه شدن از آن، بسیار متأثر، و گاهی گریان میشوند; البته این حالت، سبب میشود تا ایشان در یاری رساندن به آسیب دیدگان اقدام کنند; حتی گاهی به روشنی دیده میشود که میان میزان متأثر شدنِ افراد از یک سو، و میزان یاری رسانی آنان به آسیب دیدگان از سوی دیگر، پیوستگی برقرار است.
قسم دیگری از گریه نوع دوستانه، گریه بر «مظلوم» است. انسانها، از روی رأفت و دلسوزی، با مشاهده ـ یا آگاه شدن از ـ ستمدیدگی هم نوعان خود متأثر میشوند، و حتی برای آنان میگریند. یک جنبه آشکار از گریه برای حضرت امام حسین(علیه السلام)همین قسم از گریه است که در این باره، پس از این، به تفصیل سخن به میان میآید.
ج. گریه ناشی از عقیده و کمال خواهی
در جهان بینی الهی، کمال انسان در تقرّب و نزدیکی جستن به خداست. در این جهان بینی، آموزههای خاصی مطرح است که آن آموزهها، به گونههای خاصی از گریه، معنا و مفهوم میبخشد; مانند اینکه گریه ناشی از «خوف خدا»، زمینه ساز قرب الهی،۳۲ و مایه دست یابی به رحمت خداوند است.۳۳ بر این اساس، انسانهای معتقد و مؤمن، در پیشگاه خداوند، خاشعانه به مناجات میپردازند، خطاها و گناهان خود را به یاد میآورند، و با سوزِ دل و اشک چشم، از خداوند آمرزش میجویند.
همچنین در اینجا، نوعی از گریه ناشی از فضیلت طلبی و کمال خواهی۳۴ را نیز میتوان شناسایی کرد که برخاسته از اعتقاد به کمالات انسانی و کوشش برای رسیدن به آن کمالات است. در چنین مسیری، رهپویان، از شمع وجودِ انسانهای با فضیلت و به کمال رسیده ـ مانند: پیشوایان و بزرگان دین، معلّمان و مربیان اخلاق و… ـ بهره میبرند، و چنانچه شمع وجود ایشان خاموش شود، اندوهی بزرگ آنان را فرا میگیرد. از این رو، داغ از دست رفتنِ انسانهای با کمال و فضیلت، همواره بسیار سنگین است، و همگان ـ و نه فقط بستگانشان ـ برای آنان به سوگواری میپردازند. در این باره، این نمونه تاریخی، جالب توجه است: پس از وفات پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)، «امّ ایمن»۳۵ گریه میکرد. عمربن الخطاب از او پرسید: «چرا گریه میکنی؟ مگر نه اینکه رسول خدا(صلی الله علیه وآله) در پیشگاه خداوند است؟» امّ ایمن پاسخ داد: «گریه من برای از دست دادنِ رسول خدا(صلی الله علیه وآله)نیست، بلکه برای آن است که با درگذشت او، دست ما از اَخبار آسمان و وحی کوتاه شده است.»۳۶
در اینجا، باید توجه داشت چنان که پیشتر نیز گفته شد، انواع سه گانه گریه یاد شده در بالا، بر اساسِ عوامل مختلف گریستن است. بنابراین، گاهی فقط یک، و یا دو مورد از عوامل مزبور تحقق مییابد، و گاهی ممکن است که هر سه عامل، به طور یکجا و به شکل متداخل عمل کنند که در این حالت، بالطبع بر غم و اندوه سوگواران افزوده میشود، و گریههای ایشان شدت مییابد; چنانچه هر گاه «انسانی با فضل و کمال از بستگان و عزیزان، به شکلی مظلومانه» کشته شود، گریه بازماندگانش میتواند ناشی از هر سه عامل اصلی یاد شده باشد.
حال پس از شناخت انواع اصلی گریه و عوامل هر یک از آنها، باید بررسی کرد که گریه بر امام حسین(علیه السلام)از کدام نوع است؟ در پاسخ، نخست باید تأکید کرد که عزاداری امام حسین(علیه السلام)از دیرباز در بستر وسیع زمانی،و پهنههای مختلف مکانی انجام شده، وطیف وسیعی از گریه کنندگان را در برگرفته است. بر این اساس، تشخیصِ نوع گریه امام حسین(علیه السلام)، بدون توجه به تفاوت شرکت کنندگان در سوگواری و مراحل مختلف آن، امری ناممکن مینماید.
بی گمان، گریههای طولانی بزرگ ترین بازمانده عاشورا، حضرت امام سجاد(علیه السلام) که از نزدیک صحنههای مصیبت بار کربلا و مظلومیتهای پدر، برادران، عموها و دیگر عزیزان و همراهان خود را مشاهده کرده بود، گریههایی بود کاملا متمایز، و ناشی از هر سه عامل: گریه از روی رحمت و رأفت در داغِ عزیزان; گریه بر مظلومیتها; و گریه بر فقدان انسانهایی در حدّ اعلای فضل و کمال و پاکی.
پس از آن، در دوران متأخرتر، گریههای کسانی که با تشویقهای ائمه اطهار(علیهم السلام)، و با آگاهی از اجر عظیم گریه بر امام حسین(علیه السلام)، اقدام به برپایی مجالس عزا برای آن حضرت میکردند و به یاد مصائب او میگریستند، گریههایی بوده است بر مظلومیت، و ناشی از عقیده.
بر این اساس، اعتقاد به پاداش فراوان گریه بر امام حسین(علیه السلام)و نیز یادکرد از مصیبتها و مظلومیتهای آن حضرت، همواره در طول تاریخ، در برپایی عزاداریهای حسینی تأثیرگذار بوده، و سبب شده است تا احساسات و عواطف عزاداران، با یاد و نام اباعبدالله الحسین(علیه السلام) و یاران با وفایش، پیوندی ناگسستنی و عمیق بیابد، و پس از قرنها، برای آنان، همچون عزیزترین نزدیکان خود سوگواری کنند، بگریند و بر سر و سینه بزنند.
در این میان، «مظلومیتِ» امام حسین(علیه السلام)۳۷ و دیگر شهیدان کربلا، عاملی بسیار مهم در برانگیختن احساسات و هیجانات همه انسانهای پاک دل بوده، بسیاری از افراد غیرشیعه و حتی غیرمسلمان را در زمره سوگواران حسینی در آورده است. «مظلومیتِ» آنان که در قالب مصیبتهایشان یادآوری میشده، برای دل و جان عزاداران «سوز»، و برای چشم آنان، «اشک» را به ارمغان میآورده است; البته عشق و محبت نسبت به امام حسین(علیه السلام) و یارانش در عمق وجود برخی از عزاداران، چنان نفوذ کرده است که گاهی، فقط با شنیدن «نامِ» آنان، اشک از چشمانشان جاری میشود:
آن چنان کز برگ گل، عطر و گلاب آید برون تا که نامت میبرم، از دیده آب آید برون
رشته الفت بود در بین ما، کز قعر چاه کِی بدون رشته، آب بی حساب آید برون؟
تا نسوزد دل، نریزد اشک و خون از دیدهها آتشی باید که خوناب کباب آید برون
گر نباشد مهر تو، دل را نباشد ارزشی برگِ بی حاصل شود گل، چون گلاب آید برون.۳۸
آری، در عزاداری امام حسین(علیه السلام)، آنچه در برون تجلّی مییابد، «اشکِ چشمِ» عزاداری است، و درون آن، مهر و محبتی است که خداوند در دلهای آنان قرار داده است; «اشک، زبانِ دل و شاهد عشق است.»۳۹
آنچه در بالا گذشت، بیانگر چیستی گریه بر امام حسین(علیه السلام)بود، و نیز با شناخت عوامل آن، بخشی از چرایی گریه بر حسین(علیه السلام)را بیان میکرد; در ادامه، به برخی از آثار و کارکردهای گریههای سوگواران حسینی اشاره میشود تا بدین سان، چرایی آن بیشتر روشن شود، همچنین، آنان که ناآگاهانه به تشکیک و تردید درباره مراسم عزاداری اباعبدالله الحسین(علیه السلام)میپردازند به خطای خود پی ببرند، نیز آشکار شود که معاندان، چرا به این مراسم، بسیار هجوم میآورند.
برخی از آن آثار و کارکردها، جنبه فردی، و برخی نیز جنبه اجتماعی و سیاسی دارد. از نظر فردی، گریههای عزاداران، از یک سو، آنان را تخلیه هیجانی میکند، به آرامش روحی ـ روانی میرساند و باعث صفای باطنی میشود که در این باره، پیش تر نیز سخن به میان آمد. از سوی دیگر حضور عزاداران در مراسم عزای حسینی، عواطف و شناخت آنان را تقویت میکند، و نیز سبب میشود تا آنان بکوشند در رفتار خود، شبیه به آنان باشند که برایِشان میگریند; هنگامیکه عزاداران به یادِ وفاداری ابوالفضل العباس(علیه السلام)، یا آزادگی حرّبن یزید ریاحی اشک میریزند، ناخود آگاه، خواهند کوشید تا در حد توان، آزاد مرد و وفادار باشند، و از نامردمیبه دور.۴۰
گریه بر امام حسین(علیه السلام)، از نظر سیاسی و اجتماعی نیز آثار و کارکردهای بسیار مهمیدارد; زیرا این گریهها در جایگاه یک رفتار کاملا احساسی و هیجانی، و در عین حال کاملا آگاهانه، به یادِ بزرگمردی است که برای احیای دین و اجرای عدالت، خود را در سخت ترین شرایط قرار داد و هر گونه مصیبت و مظلومیت را به تن خرید; بدین سان، این گریه، شخصیت فرد عزادار را به شخصیت عظیم چنان انسان وارسته ای پیوند میزند، و اهداف و آرمانهای او را در عمق جان وی پایدار میکند.
فرد عزادار با سوگمندی و گریه برای امام حسین(علیه السلام) آشکارا اعلام میکند که او وفادار به امام حسین(علیه السلام)، نهضت او، و آرمانهای او است، و در میدان عمل نیز وفاداری خود را به اثبات میرساند; به یاد داریم که در همین روزگار، در صحنههای مختلف انقلاب و دفاع مقدس، مردان حسینی در میدان عمل چه خوش درخشیدند!
گریه و عزاداری برای حسین(علیه السلام)، در واقع، انقلاب و مکتب او را زنده نگاه داشته و پیام امام حسین(علیه السلام)را به همه انسانها انتقال داده است. بر این اساس، گریه در فرهنگ عاشورا، سلاح همیشه برّانی است که فریادِ اعتراض بر ستمگران است و پاسدارِ خون شهیدان.۴۱ در این باره، این سخنان از حضرت امام خمینی(قدس سره)بسیار گویاست: «هر مکتبی، تا پایش سینه زن نباشد، تا پایش گریه کُن نباشد،… حفظ نمیشود»;۴۲ «گریه کردن بر عزای امام حسین(علیه السلام)، زنده نگه داشتن نهضت، و زنده نگه داشتن همین معنا است که یک جمعیت کمیدر مقابل یک امپراتور بزرگ ایستاد… آنها از همین گریهها میترسند، برای اینکه این گریه ای است که گریه بر مظلوم است، فریاد مقابل ظالم است.»۴۳
منبع: http://fa.tabrizi.org/1389/09/16/chistyi-imam-hussain/
گریه برای امام حسین (علیه السلام) چرا؟
میگویند اگر امام حسین (علیه السلام) روز عاشورا پیروز شد چرا آن روز را جشن نمیگیریم؟
چرا گریه میکنیم؟ آیا این همه گریه در برابر آن پیروزی بزرگ برای چیست؟ گریه زبان صادق و طبیعی شوق و اندوه و درد و عشق یک انسان است. گریه تجلی طبیعی یک احساس و حالتی جبری و فطری از یک رنج، یک شوق یا یک اندوه میباشد یکی از دانشمندان غرب میگوید:
«انسانی که هرگز نمیگرید و گریستن را نمیداند احساس انسانی را فاقد است».
مگر نه اشک زیباترین شعر و بی تاب ترین محبت و پر گدازترین ایمان و تب دار ترین احساس و خالصترین «گفتن» و لطیف ترین «دوست داشتن» است که همه در کوره دل به هم آمیخته و ذوب شده و قطره ای گرم شده اند به نام اشک؟ مگر نه قلب، قالب اشک است و اشک در قلب شکل میگیرد ولذا اشک شبیه قلب است:
ای بسا قلبهای سوزانی
که زبان راز آن نگوید باز
لیک آن دیدگان نورانی
راز دلداده میکند ابراز
گریه ترجمان دل است مثلا کسی که عزادار است و مرگ عزیزی قلبش را میسوازند، باید گریه کند. وقتی که دلش یاد از او میکند و زبانش سخن از او میگوید چشمش نیز با او همدردی میکند مگر چشم از زبان صادقانه تر سخن نمیگوید؟!
از من مپرس کاتش دل درچه غایت است
از آب دیده پرس که او ترجمان ماست
اشک چشم نشانه رقت قلب است کسی که از صحنه دلخراش منقلب نمیشود تا اشک تأثر بریزد و نیز از حقیقت و جلوه زیبائی لذت نمیبرد تا اشک شوق جاری گرداند از قلب سلیم و روح متعادل برخوردار نیست.
امیرمومنان علی (علیه السلام) میفرماید:
«خداوند متعال افرادی را که به هنگام استماع قرآن تحت تأثیر قرار نمیگیرند و از شنیدن آیات مربوط به قیامت تعجب نمیکنند، و خنده مینمایند، مورد سرزنش قرار میدهد و میفرماید : (تضحکون و لا تبکون)
و نیز فرموده: (بکاء العیون و خشیة القلوب من رحمة الله تعالی)(۱)
چنانکه «جمود عین» و محروم بودن از اشک و گریه از خوف خدا نشانه قساوت قلب و شقاوت معرفی شده است.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:
«من علامات الشقاء: جمود العین، قسوة القلب…» (۲)
در مقابل، آن دسته از مومنانی که بصیرتی روشن قلبی رؤوف و احساسی پاک و شفاف دارند در زبان قرآن کریم با جمله (یبکون و یزیدهم خشوعا) و (سجدّا و بکیّا) مورد ستایش قرار گرفته اند . قهرا این نوع افراد در برابر عظمت مردان خدا اشک شوق و به خاطر مظلومیت آنان هم اشک غم و اندوه از چشم خود جاری میکنند.
نام حسین (علیه السلام) با گریه همراه است
آن گونه که از متون اسلامیاستفاده میشود نام حسین (علیه السلام) با گریه و ناله آمیخته است و قبل از شهادتش پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و امیرالمؤمنان علی (علیه السلام) و مادرش فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بر او گریسته اند. طبق رویات فراوانی، چون حضرت حسین (علیه السلام) تولد یافت جبرئیل به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نازل شد و خبر شهادت آن نوزاد را به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و پدر و مادرش داد و آنان از همان ایام برای حسین (علیه السلام) گریستند. طبق روایتی که از عایشه نقل شده است حسین (علیه السلام) کودک خردسال بود که وارد خدمت پیامبر گردید همان موقع جبرئیل به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ابلاغ کرد: زمانی نمیگذرد که این کودک را افرادی از امت تو در سرزمین «طف» از خاک عراق به قتل میرسانند «فبکی رسول الله (صلی الله علیه و آله)» اما جبرئیل افزود: «لا تبک، فسوف ینقم الله منهم، بقائمکم اهل البیت (۳) «گریه نکن در آینده خداوند به وسیله قائم اهل بیت از آنها انتقام میگیرد».
«ابن عباس» میگوید به هنگام رفتن به «صفین» من همراه امیر مؤمنان علی (علیه السلام) بودم چون در کنار شط فرات به «نینوا» وارد شد، امام (علیه السلام) با صدای بلند گریست و فرمود: ای پسر عباس این محل را میشناسی؟ گفتم: نمیشناسم ای امیرمؤمنان. فرمود اگر اینجا را مثل من میشناختی هرگز از اینجا رد نمیشدی مگر این که مثل من گریه سر میدادی ابن عباس گفت: «فبکی طویلا حتی اخضلّت لحیته و سألت الدموع علی صدره وبکینا معا»: «آن حضرت گریه مفصلی کرد به طوری که اشک از روی محاسن او جاری شد ما هم همصدا با علی (علیه السلام) گریه سردادیم». بعد امام ادامه داد: وای، من با آل ابوسفیان چه کرده ام، سپس افزود: در این سرزمین که (کرب و بلا نامیده میشود) هفده نفر از فرزندان من و فاطمه به شهادت میرسند و مدفون میگردند(۴).
طبق روایت امام صادق (علیه السلام) روزی فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به محضر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) وارد شد و آن حضرت را گریان دید ازعلت گریه اش پرسید؟ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: جبرئیل به من خبر داد که حسین (علیه السلام) را گروهی از امت من به قتل میرسانند! فاطمه (علیه السلام) نیز از شنیدن این خبر به شدت گریست ولی وقتی ازمقام بلند فرزندش به خاطر شهادت آگاه گردید آرامش و تسکین یافت (۵)
داستان گریه و عزاداری پس از شهادت آن حضرت از سوی امامان (علیه السلام) داستانی مفصلی است که به ذکر چند مورد اکتفا میکنیم:
امام سجاد (علیه السلام) که خود در کربلا شاهد مصائب دلخراش امام حسین علیه السلام و یاران با وفایش بود پس از واقعه عاشورا تا زمانی که در قید حیات بود این واقعه سوزناک را فراموش نکرد و همیشه گریه و سوگواری نمود او هر وقت میخواست آب بنوشد تا چشمش به آب میافتاد اشک از چشمانش سرازیر میشد وقتی علت این کار را میپرسیدند میفرمود چگونه گریه نکنم درحالی که یزیدیان آب را برای وحوش و درندگان آزاد گذاشتند ولی آن را به روی پدرم بستند و او را با لب تشنه کشتند. میفرماید هر وقت کشته شدن فرزندان فاطمه (علیه السلام) رابه یاد میآورم گریه گلویم را میگیرد. وقتی هم افرادی وی را دلداری میدادند، میفرمود: «کیف لا أبکی؟ و قد منع أبی من الماء الذی کان مطلقا للسباع والوحوش» (۶)
امام سجاد (علیه السلام) درعزای پدر مظلوم خویش به حدی گریست که اورا یکی از بکّائون پنج گانه تاریخ لقب دادند (۷) وقتی راز آن همه گریه را از آن حضرت میپرسیدند، مصائب جانگداز کربلا را بازگو میکرد ومیفرمود: مرا ملامت نکنید، یعقوب، پس از آن که یک فرزند خود را از دست داد آنقدر گریست تا از غصه چشمهایش سفید شد در حالی که یقین به مرگ فرزندش نداشت.
از فراق روی یک یوسف اگر یعقوب سوخت
هجر هفتاد و دو یوسف کرده خونین دل مرا
در حالی که من به چشم خود دیدم که در یک نیمروز چهارده نفر از اهل بیت مرا سر بریدند انتظار دارید داغ آنها از دلم بیرون برود؟!(۸)
او نه تنها در ماتم پدر بزرگوارش اشک میریخت بلکه مومنان را نیز ترغیب به گریستن در عزای آن مظلوم میکرد: «ایما مومن دمعت عیناه لقتل الحسین حتی تسیل علی خده بواه الله بها فی الجنة غرفا یسکنها احقابا»(۹).
«هر مؤمنی که بر شهادت حسین (علیه السلام) آن قدر بگرید که اشک بر گونه اش جاری شود خداوند برای او غرفههائی در بهشت آماده میسازد که تا ابد در آن اقامت خواهد کرد.»
امام باقر (علیه السلام) برای امام حسین (علیه السلام) اشک میریخت و به هرکس هم در خانه او بود دستور میداد گریه کند. و در منزل آن حضرت مجلس عزا و سوگواری برای امام حسین (علیه السلام) تشکیل میگردید و حاضران مصیبت آن حضرت را به هم تسلیت میگفتند (۱۰).
«عبد الله بن سنان» میگوید: در روز عاشورا به حضور امام صادق (علیه السلام) شرفیاب شدم آن حضرت را رنگ پریده و بسیار غمگین و گریان یافتم، علت آن را از امام پرسیدم، فرمود : امروز عاشوراست و در چنین روزی جد ما امام حسین (علیه السلام) شهید شده است (۱۱).
امام صادق (علیه السلام) به «ابوهارون مکفوف» دستور داد مرثیه بخواند آنگاه که وی مرثیه خود را آغاز نمود متوجه شد امام (علیه السلام) سخت گریه میکند و زنانی که پشت پرده بودند همینکه صدای گریه امام صادق (علیه السلام) را شنیدند آنها نیز صدای خود را به گریه و شیون بلند کردند؛ بعد امام فرمود: «من انشد فی الحسین شعرا فبکی وابکی عشرا کتب له الجنه» (۱۲). «هر کس در مصیبت حسین (علیه السلام) شعر بگوید و گریه کند وده نفر را بگریاند بهشت بر او نوشته میشود».
امام رضا (علیه السلام) میفرماید: روش پدرم امام موسی بن جعفر (علیه السلام) این بود که هرگاه ماه محرم میرسید پیوسته غمگین بود تا دهه عاشورا سپری شود روز عاشورا روز گریه و ماتم او بود و میفرمود: «هو الیوم الذی قتل فیه الحسین» (۱۳).
امام رضا (علیه السلام) فرمود محرم ماهی است که اهل جاهلیت در آن ماه جنگ و خونریزی را حرام میدانستند ولی دشمنان در آن ماه خون ما را ریختند حرمت ما را شکستند زنان و فرزندان ما را به اسارت گرفتند و به خیمههای ما آتش زدند اموال ما را غارت نمودند و حرمت رسول خدا را در حق ما رعایت نکردند.
«ان یوم الحسین اقرح جفوننا و أسبل دموعنا و أذل عزیزنا بأرض کربلا …. علی مثل الحسین (علیه السلام) فلیبک الباکون، فان البکاء علیه یحط الذنوب العظام.»(۱۴)
«کشته شدن امام حسین (علیه السلام) اشکهای ما را ریزان و پلکهای چشمان ما را مجروح و در کربلا عزیز ما را ذلیل کرد… گریه کنندگان باید بر حسین (علیه السلام) گریه کنند . گریه بر او گناهان بزرگ را میریزد».
امام رضا (علیه السلام) به «ریان بن شبیب» فرمود: «ان کنت باکیا لشی ء فابک للحسین بن علی فانه ذبح کما یذبح الکبش و قتل معه من أهل بیته ثمانیة عشر رجلا ما لهم فی الارض شبیهون…».
«اگر بخواهی به چیزی گریه کنی بر حسین بن علی (علیه السلام) گریه کن زیرا سر آن حضرت را مثل سر گوسفند بریدند و با او هجده مرد از اهل بیتش کشته شدند که در دنیا بی نظیر بودند».
سپس به «ابن شیب» فرمود: «اگر دوست داری در درجههای بلند بهشت با ما باشی، غمگین باش از برای غمگینی ما و شاد باش از برای شادمانی ما».(۱۵)
حتی به موجب بعضی از روایات امام زمان (عج) نیز مدام بر سید الشهداء اشک میریزد و میگوید :
«ای جد بزرگوار! روزگار مرا به تأخیر انداخت و نتوانستم به یاری تو بشتابم وبا دشمنانت پیکار کنم در عوض: «فلاندبنک صباحاً و مساءً و لأبکین لک بدل الدموع دما حسرة علیک. ..»(۱۶) «هر صبح و شام بر مصائب تو گریه میکنم، اگر اشک چشمم تمام شود، به جای آن خون میگریم».
حتی به موجب روایات فراوانی که نقل شده است، همه کس و همه چیز خورشید و آسمان و زمین و فرشتگان روز عاشورا بر آن حضرت گریه میکنند .(۱۷)
شاعر پر شور «فؤاد کرمانی» با استفاده از این روایات چنین سروده است:
تا ندا کرد ولای تو، در اقلیم الست
بهر لبیک فدایت، دو جهان پر زداست
کشته شد عالم دهری، چو تو در عالم دهر
دهر تا روز قیامت شب اندوه و عزاست
در غمت اعین واشیاء همه از منطق کون
هر یکی مویه کنان بر دگری نوحه گر است
رفت بر عرشه نی تا سرت ای عرش خدا
کرسی و لوح وقلم بهر عزای تو بپاست
منکسف گشت، چو خورشید حقیقت به جمال
گر بگریند زغم دیده ذرات رواست.(۱۸)
موضوع قابل توجه این است که «عبد الله بن فضیلهاشمی» از امام صادق (علیه السلام) سوال میکند: چرا روز عاشورا این چنین روز مصیبت وغم واندوه وعزاداری گردید؟ اما روز وفات پیامبر اکرم وامیرمؤمنان و فاطمه زهرا و امام مجتبی (علیه السلام) که با زهر مسموم شد این چنین نشد؟ امام صادق (علیه السلام) فرمود: «ان یوم الحسین أعظم مصیبة من جمیع سایر الایام… فکان ذهابه کذهاب جمیعهم …»(۱۹)
روز حسین عاشورا از لحاظ مصیبت از تمام روزها عظیم تر است… زیرا حسین (علیه السلام) تنها باقی مانده اصحاب پنج گانه کساء است که رفتن او، مثل رفتن همه آنهاست».
روز عاشورا مصائبی بر خاندان رسالت وارد شد که در خاطره هیچ آفریده ای خطور نکند و قلم را تاب نوشتن نباشد، چه جالب گفته است:
فاجعة ان اردت اکتبها
مجملة ذکرة لمدکر
«مصیبتی بزرگ که اگر بخواهیم آن را به نحو اقتصار برای یاد آوری یاد کننده ای بنویسم» .
جرت دموعی فحال حائلها
ما بین لحظ الجفون و الزبر
«به یقین اشک روانم بین چشم من واوراق کتب حایل آید»
و قال قلبی بقیا علی فلا
و الله ما قد طبعت من حجر
«دلم گفت به من رحمیکن، به خدا سوگند من از سنگ آفریده نشده ام».
بکت لها الارض و السماء دما
بینهما فی مدامع حمر(۲۰)
«بر آن فاجعه زمین و آسمان و آنچه ما بین آندواست اشک خون گریست».
غرض، روز عاشورا روز مصیبت واندوه و گریه برای خاندان رسالت و شیعیان آنهاست. تنها بنی امیه دشمنان اهل بیت بودند که آن روز را روز مبارک و سرور و خوشحالی میدانستند.
چنانکه در زیارت عاشورا میخوانیم:«اللهم ان هذا یوم تبرکت به بنو امیه»«خدایا این روز، روزی است که آن را بنی امیه مبارک ومیمون دانستند». در فراز دیگری میخوانیم: «هذا یوم فرحت به آل زیاد وآل مروان بقتلهم الحسین…». «و این روزی است که آل زیاد و آل مروان به خاطر این که حسین را کشتند به آن مسرور شدند.»
خلاصه در باب عزا و ماتم سید الشهداء فرزند دلبند حضرت زهرا و علی مرتضی (علیهم السلام) روایات فراوانی از ناحیه رسول خدا و ائمه معصومین (علیهم السلام) وارد شده که روز عاشورا، روز مصیبت وحزن اهل بیت وشیعیان ایشان میباشد به اعتبار همین روایات باید روز عاشورا غمگین وحزین بود در روایتی میفرماید:
«هرکه یاد کند مصیبت ما را و بگرید وبگریاند مردم را، در روز قیامت در درجههای ما خواهد بود و هرکه مصیبت مارا یاری کند و گریه کند، چشم او در روزی که چشمها همه بگریند، نگرید و هر که در مجلسی بنشیند ودین ما را احیاء نماید، دل او نمیرد در روزی که دلها همه بمیرند .»(۲۱)
بنابراین اگر کسی روز عاشورا روز جشن وسرور بداند یقینا او مانند بنی امیه دشمن اهل بیت است. پس این که سران صوفیه را روز شادی و سرور و جشن میدانند، بدون شک دشمن اهل بیت هستند و لو این که ادعای دوستی بکنند. چنانکه «شیخ عبد القادر گیلانی» روز جانگداز عاشورا را روز فرح و شادی قلمداد کرده گفته است: «روز عاشورا هرگز روز مصیبت نمیباشد، روز جشن وشادی است و بر مردم لازم و واجب است که در این روز برای اهل و عیال خود هدایایی تهیه کنند و آنها را به گردش و تفریح ببرند و آنها را با خوشگذرانی سرگرم سازند». (۲۲)
پس این مسلم است که گریه بر امام حسین (علیه السلام) عنوان شرعی دارد و از عبادات بزرگ شمرده میشود و در حقیقت دیده گریان و دل اندوهگین بر مصائب اهل بیت، شعار شیعه است .
به قول یکی از شعرای عرب
لک عندی ما عشت یا ابن رسو
ل الله حزن یفی بحق ودادی
ناظر بدموع غیر بخیل
وحشی بالسلو غیر جواد
«ای پسر پیامبر خدا در پیش من از برای تو تا زنده ام اندوهی است حق مودت را به جای میآورد دیده ام از ریزش اشک دریغ نمیورزد و درونم از رنج و غم تسلی نمییابد.»
انواع گریهها
گریه انواعی دارد که همه انواع آن در شأن امام حسین (علیه السلام) نیست، حال باید ببینیم چه نوع گریه شایسته امام است:
۱ گریه از روی خواری ودرماندگی:چنین گریه ای، گریه افراد ضعیف وناتوانی است که از رسیدن به اهداف خود وامانده اند و روح و شهامتی برای پیشرفت در خود نمیبینند مینشینند و عاجزانه گریه سر میدهند. هرگز برای امام حسین (علیه السلام) چنین گریه ای نباید کرد و آن حضرت از این نوع گریه بیزار و متنفر است.
۲ گریه عجزو زبونی: چنین گریه ای، گریه افرادی است که از روی عجز و زبونی در اثر ناکامیواحیانا ستم شخصی یا جریان نامناسبی به ورشکستگی افتاده و برای خود احساس خطر میکنندو راه چاره را در گریه میجویند به قول صائب تبریزی:
گریه شمع از برای ماتم پروانه نیست
صبح نزدیک است و در فکر شب تار خود است.
مسلما این نوع گریه هم مناسب شأن امام نیست.
۳ گریه بر اموات: کسی عزیز خود را از دست میدهد و بر فقدان او گریه میکند یا به این جهت گریه میکند که آن فقید در زندگی او موثر بوده و به آینده خود نگران است در این صورت به حال خود گریه میکند و یا این که به نیکیهای او اشک میریزد این نوع گریه هم در شأن امام نیست.
۴ از روی رحم و رأفت یا گریههای عاطفی: قلب انسان هنگامیکه در برابر حادثه دلخراشی همانند اشک یتیمی، یا بیمار دردمندی یا شخص فقیر و تهیدستی و … قرار میگرید، متأثر میشود چه بسا اشک میریزد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هنگامیکه فرزند خردسال خود ابراهیم را از دست داد ودر قبرسان بقیع به خاک سپرد برای آن کودک آن قدر گریه کرد که اشک بر محاسنش جاری گردید به آن حضرت گفته شد: ای رسول خدا تو دیگران را از گریه منع میکردی حال خود این چنین بی تابی میکنی؟! آن حضرت فرمود: «لیس هذا بکاء غضب انما هذا رحمة و من لا یرحم لا یرحم» (۲۳) «این گریه از روی خشم و نارضایتی نیست بلکه گریه رحمت و رافت است و هرکس رحم نکند مورد رحمت قرار نمیگیرد.»
واقعه خونین کربلا دل را میسوزاند وقلب وعاطفه هر انسانی را به جوش وخروش میاندازد از این نظر این حادثه یک جنایت ویک مصیبت است و شاید در دنیا مشابه چنین جنایتی پیدا بشود و گریه کنندگانی هم داشته باشد. گریه از روی رحم و رأفت یک امر طبیعی است. هر انسانی به هنگام مشاهده یک منظره دلخراش متأثر میشود و اشک میریزد چنانکه دشمنان امام حسین (علیه السلام) روز عاشورا بر حال آن حضرت میگریستند. آنجا که اهل کوفه از دیدن وضع دلخراش اسراء بناکردند گریه و زاری کردن. امام سجاد (علیه السلام) فرمود: «اتنوحون و تبکون من اجلنا؟؟! فمن ذا الذی قتلنا؟».(۲۴)
پس گریه از روی رحم و رأفت نیز چندان مناسب نیست. امام حسین (علیه السلام) از شیعیان خود این نوع گریه را نخواسته است.
۵ غم و اندوه: گریه از روی غم واندوه نیز یکی از گریههای طبیعی انسان است که به هنگام از دست دادن عزیزی یا به خاطر از دست دادن مقام و موقعیتی ویا به خاطر گرفتاری به مصیبتی، غم و اندوهی به انسان دست میدهدو برای این که دل خود را سبک کند گریه سر میدهد و این نوع افراد که دلشان شکسته است به هنگام سوگواری امام حسین (علیه السلام) بیش از همه گریه میکنند چه بسا از شدت گریه غش کنند ولی آیا این نوع گریه را میتوان به حساب امام حسین (علیه السلام) گذاشت؟ هرگز نه.
۶ گریه جدائی و فراق: نوع دیگر گریه، گریه فراق است که به خاطر دوری و جدائی از عزیزی حالت گریه به انسان دست میدهد امام حسن مجتبی (علیه السلام) به هنگام جان دادن، بی تابی میکرد. بعضی از عیادت کنندگان از علت آن پرسیدند امام مجتبی با صدای ضعیف فرمود: برای دو چیز گریه میکنم: هول مطلع، فراق دوستان.(۲۵)
پر واضح است که گریه بر امام حسین و شهیدان کربلا از این نوع گریه نیست.
۷ گریههای شوق گریههای لایق حسین (علیه السلام): گریه شوق گریه مادری است که از دیدن فرزند دلبند گمشده خویش پس از چندین سال سرزده میشود و از شوق گریه میکند. قسمت زیادی از حماسههای کربلا شوق آفرین و شور انگیز است وبه دنبال آن سیلاب اشک شوق به خاطر آن همه رشادتها فداکاریها شجاعتها آزادمردیها و سخنرانیهای آتشین مردان و زنان به ظاهر اسیر، بی اختیار از دیدگان شنونده سرازیر میگردد، آیا این گریه دلیل بر شکست است؟!
۸ گریه پیوند هدف: گاهی قطرات اشک پیام آور هدفهاست، آنها که میخواهند بگویند با مرام امام حسین (علیه السلام) همراه و با هدف او هماهنگ و پیرو مکتب او هستیم، ممکن است این کار را با دادن شعارهای آتشین، یا سرودن اشعار و حماسهها ابراز دارند، اما گاهی ممکن است آنها ساختگی باشد ولی آن کسی که احیانا با شنیدن این حادثه جانسوز قطره اشکی بریزد، صادقانه تر این حقیقت را بیان میکند این قطره اشک اعلان وفاداری به اهداف مقدس یاران امام حسین و پیوند دل و جان با آنهاست مسلماً این نوع گریه بدون آشنایی با متعالی او ممکن نیست.(۲۶)
پس گریه بر حسین (علیه السلام) اشک ریختن بر مرده نبوده و از روی خواری ودرماندگی وعجز وزبونی، غم و اندوه نیز نمیباشد بلکه آن فقط دلیلی است که ندای حق طلبان را به گوش جهانیان رسانیده و زنگ خطر را برای باطل و اهل آن صدا درمیآورد و صاعقههائی است که بر روی سر سرکشان و ستمگران در هر زمان و در هر مکان فرو میریزد وشاهد صادق و گواه زنده ای است از اخلاص در راه حق و دشمنی با بیداد و ستم و بزرگداشتی است برای فداکاری و حق ودلیری وانجام وظیفه ونهراسیدن از مرگ و تکریمیاست برای امتناع از قبول ظلم و شکیبائی درمحنت و سختیها.
به قول علامه مغنیه: کسانی که درمجالس تعزیه میخوانند:
لا تطهر الأرض من رجس العدا ابداً
ما لم یسل فوقها سیل الدم العرم(۲۷)h}
«روی زمین از پلیدی دشمنان پاک نخواهد شد تا زمانی که بر روی آن سیل در هم شکننده خون روان نگردد».
غرض، شیعیان بر امام حسین (علیه السلام) از روی خواری ودرماندگی نمیگریند، بلکه از اشک دیده خویش سرود حماسه میسازند و با آه و حسرت خود بانگ حق وعدالت رابه گوش جهانیان میرسانند:
همین نه گریه بر آن شاه تشنه لب کافی است
اگر چه گریه، بر آلام قلب تسکین است.
ببین که مقصد عالی وی، چه بود ای دوست
که درک آن، سبب عز و جاه و تمکین است
زخاک مردم آزاده، بوی خون آید
نشان شیعه و آثار پیروی، این است (۲۸)
«ماربین» مورخ آلمانی میگوید: «هیچ چیز مانند عزاداری حسین نتوانست حس سیاسی در مسلمانان ایجاد کند.»(۲۹)
ای اشک ماتمت به رخ ملت آبرو
وی از طفیل خون تو، اسلام سرخ رو
دین را تو زنده کردی و خود، کشته گشته ای
وین یافته ز فیض تو، دین نبی علوّ
گر آب را به روی تو بستند کوفیان
آوردی آب رفته اسلام را به جو (۳۰)
قطرههای اشکی که شیعه در ماتم امام حسین (علیه السلام) و یارانش میریزد عهد و پیمانی است با قطرههای خون شهدای کربلا که با لب تشنه و محروم از «قطرههای آب» بر سر احیای دین و ارزشهای راستین مکتب جان باختند. و این اشکها این نهضت الهی را به جانها پیوند زده وجاوان ساخته است. و این بسیار ساده اندیشی است که کسی تنها توجیهی عاطفی برای این گریهها داشته باشد چرا که داغ، هر قدر هم شدید باشد، بالاخره گذشت زمان از حرارت آن میکاهد درحالی که عزادارن حسینی از اول عمر تا آخر عمر پس از گذشت قرنها با شور و شوق و حرارت بیشتر در سوک سید الشهداء میگریند. اگر این گریهها تنها جنبه عاطفی داشت مسلما به مرور زمان حادثه عاشورا از خاطرهها محو میشد و یا ازطراوت ونشاط آن کاسته میگردید .
۹ گریه کردن برای از دست دادن چیزی و یا تحمل دردی: انسان زمانی گریه میکند که چیزی را از دست بدهد یا دردی را متحمل بشود. پس عامل عمده گریه (سوای شوق و چند مورد نادر) درد و فقدان منفعت است ما وقتی از چیزی نفع میبریم به مجرد از دست دادن آن گریه سر میدهیم و یا دردی به ما روی میکند ناله میکنیم.
در روایات میخوانیم که همه چیز بر حسین (علیه السلام) گریه کردند ماه و ستارگان و خورشید شنهای بیابان و حتی بادی که میوزید و حتی الحوت فی البحر،چرا؟ شن بیابان چرا گریه کرد؟ ماهیان دریا چرا سوگواری کردند؟ ماه و ستارگان وخورشید چرا تار شدند و بی تابی کردند؟ مسلما آنا به ظاهر متحمل دردو رنجی نشدند چون تیر و خنجرهائی که بر آن پیکر شریف وارد میشد دردش برخورشید و ماهیان دریا نمیرسید پس چرا آنان گریه کردند و آن هم بکاء شدیدا پس حتماً آنها متضرر گردیدند و ازچیزی که نفع میبردند بی نصیب شدند و منفعتی را از دست دادند و آن منفعت چیست ؟چه چیزی بالاتر از امامت! همه از امام نفع میبرند و از فقدانش رنج میبینند و متضرر میشوند امام قطب و قلب عالم است وهرکه در عالم است در سایه اوست وقتی او را از ست میدهند متحمل رنج و به دنبال این رنج صاحب درد میشوند این است که آن موجوداتی که ناپاکی بر آنان رخنه نکرده و نمیتواند بکند، (مثل شنهای بیابان، ماهیان دریا و …) بر او میگریند و آلودهها از انس وجن از فقدان چنین ذی نفعی بیخبر میمانند و شادی میکنند، و این است تفسیر آن حدیثی که میفرماید برای حسین (علیه السلام) در قلب مؤمنان حرارتی است که … مؤمنان اگر هم ذکر مصیبتی نشنوند، چون متوجه از دست دادن قطب و محور عالم هستند ناله میکنند…
مرحوم علامه مغنیه میگوید: کسی گفت: آیا شیعهها جز گریه واشک راه دیگری ندارند که بدان محبت خویش را به اهل بیت (علیه السلام) بیان نمایند؟ گفتم:
«آری شیعیان علاوه بر گریه برای این که مودت قلبی خود را برای اهل بیت به ثبوت رسانند به راههای گوناگونی متوسل میشوند از جمله درود و تحیت بر اهل بیت تقدیم داشته و از فضائل ایشان در مجالس و محافل سخن رانده وبه سوی اماکن مقدس آنها بار سفر بسته و به ضریحهای شریف آنان تبرک میجویند».(۳۱)h}
چرا حسین (علیه السلام) فراموش نمیشود؟
میگویند: شما در عصر فضا و اتم زندگی میکنید آنگاه بر کسی اشک میریزد که صدها سال پیش در گذشته است وبر مزارهایی سفر مینمایید که چیزی جز صخره و سنگ نمیباشد؟!
در پاسخ میگوئیم:«چنانکه گفته اند: «بعد زمان» را در «ابدیت» اثری نیست ابدیت را در ماورای زمان در عرصه ای برتر از زمان حکومت است ابدیت همیشگی است. جاودانان رهبران بزرگ بشریت به ابدیت تعلق دارند، از اینرو قرنها نیز در طول حیات معنوی آنان، مفهوم متداول خود را از دست میدهند(۳۲)
حسین بن علی (علیه السلام) از زمره جاودانان از رهبران بزرگ بشریت است سخن از وی سخن از تاریخ نیست سخن روز است. سخن از ابدیت است سخن از همیشگی خروشان و شکوفا و پر فروز است.
این زنده جاوید نزدیک چهارده قرن به حساب تاریخ پس از مرگ جسمانیش همچنان امروز نیز بر دلها حکومت میکند و هنوز پرتو وجودش نه تنها در حیات ما بلکه در حیات جهان معاصر ودر عصر فضا و اتم «حوادث بی نظیر» ایجاد میکند وبه صورت یکی از «شور انگیزترین حماسههای تاریخ بشریت» در آمده و همه ساله نیرومندترین امواج احساسات میلیونها انسان را در اطراف خود بر میانگیزد و مراسمیپرشورتر و هیجان انگیزتر ازهر مراسم دیگر به وجود میآورد .
راستی چرا به این حادثه تاریخی که شاید در تاریخ مشابه فراوان دارد اهیمت داده میشود؟ ! چرا مراسم بزرگداشت این خاطره هر سال پرشکوهتر و پرهیجان تر از سال پیش برگزار میگردد؟ این همه تعظیم و تکریم و سپاس این همه سوز و گداز پس از چهارده قرن، آخر برای چیست؟ آن را چه معنائی است؟!
حقیقت این است که این زنده جاوید پس از قرنها، همچنان بر قلبهای انسانهای آزاده قدرتمندانه حکومت میکند ودر جامعه «موج معنوی» ایجاد مینماید. حتی هنوز هم به طور عمیق یک قدرت محرک معنوی ویک نیروی کنترل اجتماعی بزرگ به شمار میرود.
اما از زیارت زیارتگاههای مقدس هرگز سنگها و صخرهها هدف و غایت نمیباشند چه اگر غرض خود آنها میبود همین کوهها سر به فلک کشیده انسان را از مشقت سفر و طی راههای طولانی بی نیاز میساخت پس مقصود بالذات صاحب مزار است وبزرگ داشتن سنگها به جهت شرف انتساب به صاحبان آن مزارها است مانند محترم داشتن جلد قرآن کریم وسنگها و آجرهائی که خانه کعبه ومسجد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) وسایر اماکن مقدس از آنها ساخته شده است .
الان میبینیم که دولتها و ملتها در حفظ مقبرههای شخصیتهای بزرگ خویش میکوشند وبه دور آنهاهاله تقدیس میکشند.
در تاریخ نوشته اند هنگامیکه سر مبارک حسین (علیه السلام) را به نزد یزید آوردند وی در مجلس شراب حضور داشت اتفاقا قاصدی از طرف پادشاه روم به مجلس یزید بار یافت وسر مبارک حسین (علیه السلام) را درمقابل یزید مشاهده کرد و چون دانست که آن سر مبارک به حسین (علیه السلام) تعلق دارد عمل یزید را به شدت نکوهش نمود و گفت ای یزید داستان «کلیسای حافر» را شنیده ای؟ گفت چگونه است؟ رومیگفت: در پیش ما مکانی است که گویند خر عیسی از آنجا گذر کرده است در آنجا کلیسائی بنا نهاده اند که نام آن به سم خر عیسی منسوب بوده و به کنیسه حافر «سم» شهرت دارد ما هر سال به زیارت آنجا میرویم و نذورات خود را به آنجا اهدا میکنیم. روی این حساب ای یزید من گواهی میدهم که تو خطا کاری و از راه راست به دوری! یزید خشمگین شد و به کشتن قاصد فرمان داد رومیبه سوی سر نازنین حسین (علیه السلام) رفت و آن را بوسید و شهادتین برزبان جاری کرد و سپس او را گرفتند و بر در قصر به دار کشیدند.(۳۳)
زیارت، ارتباط روحی زائر با صاحب قبر است زائر قبر ابا عبد الله الحسین (علیه السلام) با آن حضرت تجدید بیعت مینماید و لذا ائمه اطهار علیهم السلام با توصیه و ترغیب به زیارت سالار شهیدان این نهضت مقدس را برای همیشه زنده و جاوید نگه داشته اند البته زیارت همه امامان مورد تأکید است ولی روایاتی که در ترغیب وتشویق زیارت امام حسین (علیه السلام) رسیده فوق العاده زیاد است امامان بااین توصیهها در صدد آن بودند که شیعیان پیوستگی عملی با اهداف آن بزرگوار داشته باشند. امام سجاد (علیه السلام) که خود چندین بار مخفیانه به زیارت سالار شهیدان رفته در گفتار خویش نیز سفارش زیادی به زیارت امام حسین (علیه السلام) داشته است.
«ابو حمزه ثمالی» گوید: از امام سجاد (علیه السلام) در مورد زیارت امام حسین (علیه السلام) پرسیدم، حضرت فرمود:
«زُره کل یوم فان لم تقدر فکل جمعة فان لم تقدر فکل شهر فمن لم یزره فقد استخف بحق رسول الله (صلی الله علیه و آله)(۳۴) «هر روز آن حضرت را زیارت کن، اگر نمیتوانی هفته ای یک بار، اگر نمیتوانی ماهی یکبار، پس کسی که اصلا آن حضرت را زیارت نکند، درحقیقت حریم رسول الله را خفیف شمرده است».
ولی مهمتر از سوگواری و زیارت آشنایی به مکتب امام حسین و شهدای کربلا و پیوستگی عملی به اهداف بلند آن بزرگوار است. مهم پاک بودن و پاک زیستن و درست اندیشیدن و تأسی عملی به او است.
پی نوشتها:
.۱ ارشاد القلوب: ص .۱۲۸
.۲ بحار الانوار: ج ۹۰ ص .۳۳۶
.۳ بحار الانوار: ج ۳۶ ص .۳۴۹
.۴ بحار الانوار: ج ۴۴ ص ۲۵۳ .۲۵۲
.۵ کامل الزیارات، ص .۵۷
.۶ مناقب: ج۳، ص ۳۰۳ بحار الانوار: ج ۴۶، ص ۱۰۹
.۷ دیگران عبارتند از: آدم، حضرت نوح، یعقوب و حضرت فاطمه زهرا الخصال: ص ۸۳
.۸ امالی صدوق، مجلسی، ۲۹، ص .۱۲۱
.۹ ثواب الأعمال: ص .۸۳
.۱۰ وسائل الشیعة: ج ۱۰، ص .۳۹۸
.۱۱ بحار الانوار: ج ۹۸، ص ۳۰۹
.۱۲ کامل الزیارات: ص ۱۰۴
.۱۳ امالی الصدوق مجلس ۲۷ بحار الانوار: ج ۴۴، ص .۲۸۴
.۱۴ بحار الانوار: ج ۴۴ ص ۲۸۴
.۱۵ وسائل الشیعه ج ۱۰ ص ۳۹۳ ح .۵
.۱۶ المزار الکبیر: ص ۱۶۵ ۱۱۷ بحار الانوار: ج ۹۸ ص .۳۲۰
.۱۷ کامل الزیارات: ص ۸۳ ، ۸۱، ۹۰ ، ۹۱ بحار الانوار: ج ۱۴ ص ۱۸۱ مجمع البیان: ج ۹ ص .۶۵
.۱۸ شمع جمع: ص ۱۷۸
.۱۹ وسائل الشیعة: ج ۱۰، ص ۳۹۴، ۳۹۲ علل الشرایع، ص .۸۶
.۲۰ مفاتیح الجنان، اعمال روز عاشورا.
.۲۱ امالی صدوق، ص ۴۵ وعیون الأخبار: ص .۱۶۲
.۲۲ الغنیة لمطالبی طریق الحق فی الأخلاق و التصوف و الآداب الإسلامیة ج ۲، ص ۵۷ .۵۶
.۲۳ بحارالانوار: ج ۲۲، ص ۱۵۱ عیون الأخبار: ج ۲، ص ۱۱
.۲۴ لهوف: ترجمه، ص ۹۹
.۲۵ حیاة الحسن (علیه السلام): ج ۲، .۴۲۶ ۲
.۲۶ فلسفه شهادت از آیة الله مکارم
.۲۷ شیعه و عاشورا، نوشته محمد جواد مغنیه: ترجمه فیروز حریرچی: ص ۵۷
.۲۸ خوشدل تهرانی، اشگ شوق، ج ۱ ص .۲۰۷
.۲۹ سیاسة الحسینیة: ص ۴۴
.۳۰ شعر از شمس لنگرودی.
.۳۱ شیعه و عاشورا ترجمه فارسی: ص ۵۶
.۳۲ دیباچه ای بر رهبری: ص .۳۳۰
.۳۳ به نقل: علامه مغنیه شیعه وعاشورا: ترجمه، ص ۵۹ .۵۸
.۳۴ کامل الزیارات: ابن قولویه.
درسهایی از مکتب اسلام صفحه ۲۰
داوود الهامی
منبع: http://www.hawzah.net












