اهمیت دعا از منظر روانشناسی
اهمیت دعا از منظر روانشناسی
در سالهای اخیر روانشناسان توجه بیشتری به دین برای سلامت روان و درمان بیماریهای روانی معطوف داشته اند. آنها معتقدند در ایمان به خدا نیروی خارق العاده ای وجود دارد که نوعی قدرت معنوی به انسان میبخشد
و در تحمل سختیهای زندگی روزمره او را کمک میکند و از نگرانی و اضطرابی که بسیاری از مردم زمان ما در معرض ابتلا به آن هستند دور میسازد …
راش، یکی از بنیانگذاران علم روان پزشکی میگوید:
مذهب آنقدر برای پرورش و سلامت روح و روان آدمیاهمیت دارد که هوا برای تنفس …
ایمان بدون شک مؤثرترین درمان اضطراب است فقدان ایمان خطری است که شکست انسان را در برابر سختیهای زندگی هشدار میدهد.
همانطور که امواج خروشان و غلتان اقیانوس نمیتواند آرامش ژرفای آن را برهم بزند و امنیت آن را پریشان کند دگرگونیهای سطحی و موقتی زندگی نیز آرامش درونی انسان را که عمیقاً به خداوند ایمان دارد بر هم نمیزند.
یونگ میگوید: من صدها تن را که به من مراجعه کرده اند معالجه و درمان کرده ام اما از میان بیمارانی که در نیمه دوم عمر خود به سر میبرند یعنی از ۳۵ سالگی به بعد حتی یک بیمار را ندیدیم که اساساً مشکلش نیاز به یک گرایش دینی از زندگی نباشد. آنها به این دلیل گرفتار بیماری روانی شده بودند که جوهر دین و باورهای دینی را در نیافته بودند لذا با بازگشت به این دیدگاههای دینی به طور کامل درمان شدند.
دعا از منظر روانشناسی
روانشناسان به این حقیقت پی برده اند که نماز (دعا و نیایش) فریاد فطرت طبیعی است و تربیت نسل نمازگزار، یعنی بیدار کردن فطرتها. خدای متعال در قرآن کریم میفرماید: همانا انسان، حریص آفریده شده است. وقتی شرّی به او رسد، فریاد میکشد و جزع میکند و هرگاه خیر و نعمتی به او رسد، بخل میورزد مگر نمازگزاران. (معراج آیه ۲۰ – ۲۳).
همه انسانها «هلوع» هستند، هلوع یعنی شدت حرص، یعنی حرصشان و آزمندیهایشان پایان ندارد و هنگامیکه در برآوردن خواستهها با موانع و تجارب ناخوشایند مواجه شوند، زود بی قرار میشوند.(نماز زیباترین روح پرستنده، جلال رفیع، تهران: اطلاعات، ۱۳۶۹)
اگر این انسان در سایه سار نماز و نیایش تربیت شود و از عذاب قیامت ترسان گردد، آن گاه به قرب الهی نزدیک میشود و چون احساس نزدیکی به خداوند بکند، آرام میگیرد. این نیاز به خداپرستی و پناه بردن بهم وجودی بی نهایت کامل، امری فطری است، زیرا انسان اگر در موجودی، کمال فوق العاده ای را ببیند به طور فطری در مقابل او خضوع میکند. این احساس، کاملا فطری است و در مراتب بالای آن، خضوع کردن جز در برابر پروردگار و پناه بردن جز به او، آدمیرا اشباع نمیکند و شیوه ارضای این نیاز (ابراز محبت به پروردگار)، خضوع و دعا و نیایش است. (معرفت، شماره ۷۵، ص ۱۱۵).
دیل کارنگی روانشناس مشهور آمریکایی مینویسد: در آمریکا به طور متوسط در هر ۳۵ دقیقه، یک نفر خودکشی و در هر دو دقیقه، یک نفر دیوانه میشود که اگر این مردم از تسکین خاطر و آرامشی که دین و عبادت به آدمیمیبخشد نصیبی داشتند، ممکن بود از اغلب این خودکشیها و بسیاری از دیوانگیها جلوگیری شود. (آرامش در پرتو نیایش، رحیم کارگر).
قرآن بسیار زیبا میفرماید: «کسانی که ایمان آوردند، قلبهایشان با یاد خدا آرام میگیرد. آگاه باشید که تنها یاد خدا، آرام بخش دلهاست. رعد آیه ۲۸»
غلبه بر اضطراب:
ملاک برتری انسان بر سایر موجودات، اندیشه و تفکر اوست، و در اندیشه او نگرش او به زندگی، مرگ و جاودانگی نهفته است. نگرش مثبت به زندگی، از امتیازات اندیشههای سالم است و نگرش منفی یا منفی گرایی در بخش عمده ای پیامدهای نا به هنجاری را به دنبال خواهد داشت و گاه، انسان را از مسیر صحیح زندگی به بیراهههای گمراهی میکشاند.
افراد و گروههایی از محققان در سراسر جهان، درباره تأثیر ایمان به خدا، مذهب و محیطهای مذهبی و آداب و رسوم دینی در سلامت روانی افراد، بهداشت روانی جامعه و بهبود بخشی از بیماران روانی و مقاوم کردن افراد در برابر حوادث و وقایع دردناک و ایجاد آرامش، به نتایج مثبت و قابل توجهی دست یافته اند. به رغم اختلاف روشها، محیطها و موضوعات مورد بررسی، تقریبا تمامیاین تحقیقات بر این موضوع اتفاق نظر دارند که در محیطهای مذهبی و جوامعی که ایمان مذهبی آنها بیشتر است، میزان اختلالهای روانی بخصوص اضطراب و افسردگی به طور محسوسی، کمتر از میزان آنها در محیطها و جوامع غیر مذهبی است و افراد مذهبی به طور کلی، از سلامت روانی بیشتری نسبت به دیگران برخوردار هستند.(بررسی رابطه تقید به نماز و سطح اضطراب دانش آموزان شهرستان قم، علی احمد پناهی، مؤسسه امام خمینی، گروه روانشناسی ص ۸۹)
نتیجه:
باید توجه داشت که دعا و تضرع به درگاه خداوند، باعث کاهش شدت اضطراب میشود؛ زیرا مؤمن میداند که خداوند فرموده است: مرا بخوانید اجابت میکنم شما را (غافر آیه ۶۰) و (هنگامیکه بندگان من، از تو درباره من سؤال میکنند، بگو من نزدیکم و دعای دعا کننده را، به هنگامیکه مرا میخواند، پاسخ میگویم. (بقره آیه ۱۸۶) و به همین دلیل است که دعا و نیایش به درگاه خداوند از شدت اضطراب میکاهد؛ زیرا مؤمن، امیدوار است که خداوند دعایش را مستجاب، مشکلاتش را حل و حاجاتش را برآورده و اندوه و اضطرابش را رفع کند. (قرآن و روانشناسی، محمد عثمان نجاتی، ص ۳۶۶)
دعا از منظر روانشناسان
اثرات دعا و راز و نیاز با خداوند به قدری در روح و روان انسان چشمگیر است که این موضوع از دید روانشناسان غربی نیز مخفی نمانده است. مقالات فراوان و کتابهایی که از این روانشناسان به ما رسیده است خود دلیلی بر این مطلب میباشد.
روانشناس معروف دیل کارنگی در مقاله ای در رابطه با این موضوع مینویسد : «امروز جدیدترین علمها همان چیزهایی را تعلیم میدهد که پیامبران تعلیم میدادند. چرا ؟ به علّت این که پزشکان روحی دریافته اند که دعا و نیایش و نماز و داشتن یک ایمان محکم به دین؛ تشویش، هیجان و ترس را که موجب بیشتر ناخوشیهای ماست را برطرف میسازد. ایمان مذهبی به طور قطع عالی ترین وسیله معالجه غم و نگرانی است». از نظر ایشان نیایش به معنی پذیرفتن ضعف و سستی نیست و دعا جای عمل را نمیگیرد و شخص را بی نیاز از آن نمیکند بلکه انسان باید تمامیتلاش خود را بکند و شرایط استجابت دعا را فراهم آورد.
الکسین کارل میگوید: «نیایش و تضرع و طلب استعانت گاهی یک حالت کشف و شهود و آرامش درونی و بدور از محسوسات در انسان به وجود میآورد؛ نیایش پرواز از روح به سوی خدا یا حالت پرستش عاشقانه نسبت به جدایی از اوست که معجزه حیات را آفریده است، و بالاخره نیایش نمودار کوشش انسان است برای ارتباط با آن وجود نامرئی که آفریننده عقل کل، قدرت مطلق و خیر مطلق است. از نظر کارلمیآرامش ناشی از نیایش موجب شکفتگی و انبساط مغزی و باطنی است و کسی که حقیقتاً معتقد به مذهب است هرگز گرفتار امراض عصبی نخواهد شد.» اگر مذهب حقیقت نداشته باشد زندگی بی معنا و پوچ است و بازیچه ای بیش نخواهد بود.
امروزه حتی پزشکان و روانشناسان نیز مبلغین دین شده اند. آنها بیماران را از آن جهت به دین داری تشویق نمیکنند که از آتش جهنــم در آن دنیا رهایی یابند؛ بلکه برای رهایی از آتش جهنم همین دنیا یعنی جهنم زخم معده، آنژین، اختلال عصبی و جنون است که گرویدن به دین را توصیه مینمایند.
حتما شما نیز کسانی را سراغ دارید که پس از آنکه تمام معالجات دیگر در آنان مؤثّر واقع نشد به نیروی دعا و عبادت از بیماری رهایی یافته اند. از راه دعا بشر میکوشد نیروی محدود خود را با متوسل شدن به منبع نامحدود تمام نیروها (خداوند) افزایش دهد. هنگامیکه ما دعا میخوانیم خود را به قوّه ی محرّکه ی پایان ناپذیری که تمام کائنات را به هم پیوسته است متصل ومربوط میکنیم. ما دعا میکنیم تا قسمتی از آن نیرو به حوائج ما اختصاص داده شود. به خاطر همین استدعا وتمنا نواقص ما مرتفع شده وبا قدرتی بیشتر و حالی بهتر ازجا بر میخیزیم. هر وقت ما با شور و حرارت خداوند را در دعا و نماز مخاطب میسازیم؛ هم روح و هم جسم خود را به وجهی احسن تغییر میدهیم و غیر ممکن است مرد یا زنی برای یک لحظه به دعا بپردازد و نتیجه ی مثبت و مفیدی از آن نگیرد. »( چهل حدیث به نقل ازآئین زندگی ص۱۸۶)
این ارتباط عاشقانه و مستمر با خالق هستی در قالب دعا و عبادات، اثرات سازنده و عمیقی در تهذیب نفس، صفای باطن و بهداشت روانی انسان دارد، چنان چه همه ادیان توحیدی بر راز و نیاز با خداوند تأکید فراوان دارند.
در آخر:
قرآن کریم و روایات معصومین(علیهم السلام)، درمان تمام نگرانیها و اضطرابها را یاد و ذکر خدا (دعا و نیایش) معرفی میکنند و آرامش را در توجه به خدا عنوان میفرمایند. بر این اساس و نتایج تحقیقات متخصصان، بهترین پناهگاه و امن ترین جایگاه برای غلبه بر اضطراب، روی آوردن به مذهب و دین و در نهایت، دعا و نیایش است.
فرآوری : محمدی
بخش اخلاق و عرفان اسلامیتبیان
منابع : پرسمان
سایت اضحی












