كـلــيـپ

احادیث

هدف از خلقت و آفرينش چيست؟

متن سوال: هدف از خلقت و آفرينش چيست؟

متن پاسخ:

غرض از آفرينش مخلوقات، فيض و رحمت رساندن به آن ها مي‌‌ باشد و با درك صحيح چند مطلب اين مسئله روشن مي‌‌ گردد:

1.       خداوند غني بالذات است و هيچ كمبودي ندارد، و هر كمالي را كه بتوان آن را كمال تصور كرد، خداي سبحان داراي آن مي‌ باشد. محال است كه كوچكترين نقص در خدا باشد، زيرا هر چيزي نقص داشته باشد، محتاج است و هر محتاج ممكن الوجود است، نه واجب الوجود. قرآن مي‌ فرمايد: ” خداوند از همة جهانيان بي نياز است”.[1]

2.       خداوند فياض و بخشندة مطلق است؛ يعني هر آن چه كه قابليت موجود شدن را داشته باشد، از طرف خداي منان به آن وجود عنايت مي‌‌‌‌‌‌‌ شود، زيرا هيچ گونه بخلي براي ذات اقدس احديت تصور ندارد، بلكه فياضيتش اقتضا مي‌‌‌‌‌‌‌ كند به چيزي كه قابليت اخذ نعمت وجود دارد، وجود ببخشد. قرآن مي‌‌‌‌‌‌‌ فرمايد: “پروردگارت بي نياز و صاحب رحمت است”.[2]و 114 مرتبه مي‌‌‌ فرمايد : ” بسم الله الرحمن الرحيم؛ به نام خداوند بخشندة بخشايشگر”.

3.       افعال خدا غايت و هدف دار و حكيمانه است، زيرا حكيمانه بودن كار، كمال است و خداوند مستجمع جميع كمالات است.

قرآن مي‌ فرمايد: ” ما آسمان و زمين و آن چه را بين آن ها است، به بازيچه نيافريديم. جهان براي ما اسباب بازي نيست. نيافريديم مگر به حق”.[3]

پس خداوند غني بالذات و فيّاض مطلق و حكيم است. طبق صفت فياضيت، مقتضاي ذات خداوند است كه خلق كند و جهان را بيافريند و مقتضاي حكمتش اين است كه آفرينشش هدف دارد و چون خداي سبحان هيچ نقصي ندارد و كمبودي برايش تصور ندارد، معني ندارد هدف از خلقت به كمال رسيدن خودش باشد. پس هدف از خلقت وجود بخشيدن و به جهان و حفظ وجود آن و به كمال رساندن آن مي‌ باشد. كمال نهايي رسيدن به جوار قرب پروردگار است . و راه نيل به قرب الهي هم عبادت و پرستش و در آزمايش نمرة قبولي گرفتن است. قرآن مي‌ فرمايد: ” من جن و انس را نيافريم جز براي اين كه عبادتم كنند”.[4]

و فرمود: ” آن كسي كه مرگ و حيات را آفريد تا شما را بيازمايد كه كدام يك از شما بهتر عمل مي‌كند”.[5]در اين زمينه مي‌ توانيد به كتاب معارف قرآن ، اثر استاد محمد تقي مصباح يزدي و كتاب عدل الهي از شهيد مطهري و تفسير نمونه، ج 22 ، ص 384 مراجعه فرماييد.

1[1] آل عمران (3) آيه 97.

1[2] انعام (6) آيه 133.

1[3] دخان (44) آيه 38 – 39.

1[4] ذاريات (51) آيه 56.

1[5] ملك (67) آيه 2.

متن سوال: هدف از آفرينش جهان و انسان چيست؟

متن پاسخ:

هر موجود با شعوري در كارهاي ارادي خويش هدفي را دنبال مي كند، مثلاً انسان غذا مي خورد تا سير شود، آب مي نوشد تا سيراب گردد، از درماندگان دستگيري مي كند تا نامش به نيكي ياد شود و يا به پاداش الهي نايل گردد و… .

هدف خداوند از خلقت جهان آفرينش، به ويژه انسان چيست؟

آيا خدا مانند ما به خاطر سود خويش و يا به جهت گريز از زيان و خطر، كاري را انجام مي دهد؟

قبل از پاسخ به اين امر مي پردازيم كه هدف در كارهاي ارادي موجود با شعور به چه معنا است؟

هدف داشتن به يكي از اين سه معنا است:

1. سودطلبي و جلوگيري از زيان: انسان در خود نيازها و كمبودهايي مي بيند كه انگيزه مي شوند تا فعاليت كند و نقيصه ‏ها و خواسته‏ ها را برطرف نمايد.

2. سود رساندن به ديگران: بدين گونه كه انسان در انجام كاري نخست هدفش سود رساندن به ديگران باشد، ولي در حقيقت هدف از آن كار تكامل معنوي و آرامش دروني خودش است، مثلاً پدري كه براي پرورش و آموزش فرزندش، خود را در رنج و زحمت قرار مي دهد و مي گويد كه هدفي جز نفع فرزند ندارم. در حقيقت هدفش اين است كه فرزندي نمونه داشته باشد. وي به خوبي مي داند كه داشتن فرزند خوب، از بزرگ‏ترين افتخارات و عالي‏ترين كمالات است. در اين گونه اهداف نيز انسان هدفش تكامل خويشتن است، ولي براي رسيدن به هدف خود به تكامل ديگري مي پردازد.

3. انجام دهنده كار منافع خودش را در نظر نگيرد، بلكه تنها به خاطر نفع رساندن به ديگري، كاري را انجام دهد، شبيه مادري كه خود را فراموش مي كند و به فرزند خويش عشق مي ورزد و همانند پروانه مي سوزد و پرواز مي كند. وي به مصلحت خويش نمي‏پردازد. نمونه ديگري كه شبيه اين مورد است، انسان شيفته‏اي است كه در بندگي وعبادت خدا از ياد خود غافل مي شود، به گونه‏اي كه حضرت علي(ع) فرمود: “الهي ما عبدتك خوفاً من نارك ولا طمعاً في جنتك و لكن وجدتك اهلاً للعبادة فعبدتك؛ خداوندا! عبادت من نه به جهت ترس از آتش تو است و نه طمع در بهشتت، بلكه به جهت اين است كه تو را شايسته عبادت يافتم”. در اين هدف خود و نفع شخصي منظور نيست، بلكه خويش را فراموش مي كند.

حال با توجه به اين سه نوع هدف بنگريم كه خداوند در آفرينش انسان و جهان كدام يك از اين سه نوع هدف را دنبال مي كند. قطعاً از نوع اوّل و دوّم نيست، چون خداوند بي نياز است. وقتي خدا را آن چنان شناختيم ودانستيم وجودي است كه از هر جهت بي نهايت و غني است و هيچ گونه نقص و نياز در ذات او راه ندارد، روشن مي شود كه هدف در كارهاي خدا فقط به معناي سوم است كه عبارت است از: رساندن فايده به مخلوقات خويش و تكامل همه جانبه و رفع نقص‏ها و نيازهاي آنان. به گفته شاعر:

من نكردم خلق تا سودي كنم

بلكه تا بر بندگان جودي كنم

او نخواسته است نيازي از خود را برطرف كند، چون بي نياز است. او به آفرينش نپرداخت تا نقصي را از خود دفع كند، چون بي عيب و نقص است. خدا، جهان و انسان را آفريد تا همه به سوي كمال رهسپار شوند و قابليّت و قوه نهفته در خويش را به كمال و فعليّت رسانند. جهان را آفريد تا انسان براي رفع نيازهاي خويش و درك كمالات از آن بهره‏گيري كند. انسان را آفريد و به او اراده عطا كرد تا با اختيار خويش راه كمال پويد و خود را از نقص‏ها بپيرايد.

هدف از آفرينش جهان و انسان، تكامل جبري و ناخود آگاه جهان و تكامل ارادي و خود خواسته انسان است. همه را براي تكامل انسان خلق كرد و انسان را براي قرب خداوندي.

ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند

تا تو ناني به كف آري و به غفلت نخوري

قرآن مي فرمايد: “وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ؛(1) جن و انس را جز براي بندگي و اطاعت نيافريدم”. تا از اين طريق آن‏ها به كمال برسند و در خلقت انسان فرمود: “أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ؛(2) آيا پنداشتيد كه شما را عبث و بيهوده آفريديم و شما به سوي ما باز نمي‏گرديد”؛ يعني آيا مي پنداريد كه به سير تكاملي خود به سوي يك واقعيّت مطلق ادامه نمي‏دهيد و به سوي خدا باز نمي‏گرديد؟

نيز فرمود: “الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا ؛(3) خداوند مرگ و زندگي را آفريد تا شما را بيازمايد كه كدام نيكوكارتريد”. يعني انسان را خلق كردو او را در جهان آزمايش و ابتلا قرار داد تا انسان با اختيار و اراده خود حركت تكاملي خويش را بپيمايد.

پي نوشت‏ ها:

1. ذاريات (51) آيه 56.

2. مؤمنون (23) آيه 115.

3. ملك (67) آيه 2.

منبع:  http://www.eporsesh.com