شفاعت

 1- شفاعت

شفاعت از ماده «شفع» به معنای ضمیمه کردن چیزی به مثل آن است.[۱]با توجه به این عبارت، باید نوعی شباهت و همانندی در میان آن دو بوده باشد، هر چند تفاوت هائی نیز در میان آن دو چیز دیده شود.[۲]

 

شفاعت در اصطلاح:

 عبارت است از اینکه در روز قیامت، پیامبران و اولیاء و صالحان درباره کسانی که پیوند ایمانی خود را با خدا قطع ننموده و از طرفی رابطه معنوی خود را با شفاعت کنندگان درگاه الهی حفظ کرده‌اند، وساطت و میانجی گری خواهند کرد.[۳]

 

اعتقاد به شفاعت:

اعتقاد به اصل شفاعت در آخرت و در چهارچوب اذن الهی از عقاید مسلََّم اسلامی است که همه علمای شیعه و سنی آن را قبول دارند.[۴] روایات دلالت کننده بر شفاعت رسول خدا (ص) در روز قیامت، هم از طریق اهل بیت (ع) و هم از طریق عامه در حد تواتر به ما رسیده است که در روز قیامت افرادی از گناهکاران اهل ایمان، شفاعت می‌شوند و آنان یا قبل از ورود به آتش و یا بعد از آن نجات می‌یابند.[۵]

 

آیات شفاعت در قرآن:

۱-   آیاتی که شفاعت را نفی می‌کنند مثل:

« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاکُم مِّن قَبْلِ أَن یَأْتِیَ یَوْمٌ لا بَیْعٌ فِیهِ وَلاَ خُلَّهٌ وَلاَ شَفَاعَهٌ وَالْکَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ »[۶]

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید از آنچه به شما روزی داده‌ایم، انفاق کنید پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن نه خرید و فروش است و نه دوستی و نه شفاعت و…»

 

۲-   آیاتی که شفاعت را مختص خدای متعال می‌دانند:

« قُل لِّلَّه الشَّفَاعَهُ جَمِیعًا لَّهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ »[۷]

«بگو تمام شفاعت از آن خداست (زیرا) حاکمیت آسمان‌ها در زمین از آن اوست»

 

۳-   آیاتی که شفاعه را برای دیگران و مشروط به اذن الهی می‌دانند:

«وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَهُ عِندَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ »[۸]

«هیچ شفاعتی نزد او جزء به کسانی که اذن داده، سودی ندارد»

 

۴- آیاتی که برای شفاعت شوندگان شرایطی را بیان می‌کنند:

«… وَلَا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى وَهُم مِّنْ خَشْیَتِهِ مُشْفِقُونَ »[۹]

«…و آنها جز برای کسانی که خدا راضی (به شفاعت او) است شفاعت نمی‌کنند و از ترس او بیمناکند»

 

  با بررسی آیات شفاعت بدست می‌آید که منظور از آیات نفی کننده شفاعت این است که کسی به عنوان مستقل چنین حقی را  ندارد و منظور از آیات اثبات کننده شفاعت این است که اصلاً و ذاتاً شفاعت برای خداست و برای غیر خدا با اذن و تملیک اوست.[۱۰]

  شفیع در حقیقت خود خدای سبحان است و برگشت شفاعت به این است که یکی از صفات خدا بین خدا و شخص شفاعت خواه، واسطه می‌شود تا حال او را اصلاح کند مانند واسطه شدن رحمت و مغفرت خدا بین او و بنده گنهکارش، تا وی را از وبال گناهش و از عذاب نجات دهد.[۱۱]

 

شفاعت کنندگان چه کسانی هستند:

۱٫ پیامبر اکرم (ص)؛

« عَسَى أَن یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامًا مَّحْمُودًا »[۱۲]

«امید است پروردگارت تو را به مقام پسندیده‌ای برانگیزد»

 

  مفسران در تفسیر این آیه گفته‌اند[۱۳] مقصود از مقام محمود، همان مقام شفاعت برای پیامبر اسلام است.

 

۲٫ امامان معصوم (علیهم‌السلام)؛

  در ذیل آیه (۱۰۱ شعراء) روایات متعددی آمده که در بعضی از آنها صریحاً آمده که شافعان، امامان(ع) هستند.[۱۴]

 

۳٫ انبیاء ، دانشمندان (علماء) و شهدا؛

حضرت علی (ع): «سه گروه هستند که از خدای متعال طلب شفاعه می‌کنند و شفاعتشان پذیرفته می‌شود.

«الانبیاء ثم العلماء ثم الشهداء»[۱۵]

 

۴٫ فرشتگان:

«وَکَم مِّن مَّلَکٍ فِی السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِی شَفَاعَتُهُمْ شَیْئًا إِلَّا مِن بَعْدِ أَن یَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن یَشَاء وَیَرْضَى »(نجم/۲۶)

 

شفاعت به چه کسانی می‌رسد؟

  با بررسی آیات و روایات به دست می‌آید که شفاعت شونده شرایطی دارد که بدون تحقق آنها، شفاعت امکان ندارد مثل مورد رضایت خدای متعال بودن:

« یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى »[۱۶]

«کسی  مورد شفاعت قرار می‌گیرد که خدا از او راضی و خشنود باشد»

 

  باید توجه داشت که فرد مؤمن و معتقد اگرچه گناهکار و دارای لغزشهایی باشد ولی از جهت ایمان و عقیده‌اش مورد رضایت و خشنودی خدای متعال است.[۱۷]

« لَا یَمْلِکُونَ الشَّفَاعَهَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِندَ الرَّحْمَنِ عَهْدًا »[۱۸]

«آنان مالک شفاعت نیستند مگر کسی که نزد خداوند رحمان، عهد و پیمانی دارد»

 

   عهدی که از نزد خدا گرفته شده عبارت است از اعتقاد حق یا عمل صالح که در روز قیامت مؤمن را نجات می‌دهد.[۱۹]

 

اثر تربیتی اعتقاد به شفاعت:

  اثری که وعده شفاعت در افراد می‌گذارد زنده کردن حسّ امیدواری در افراد گناه‌کار است تا آنان با دیدن گناهان و جرائم خود دچار ناامیدی و یأس  از رحمت بی‌کران الهی نگردند.[۲۰]مانند همان اثری که اعتقاد به توبه و پذیرش از سوی خداوند متعال در انسان‌ها می‌گذارد.

 

 


[۱] . مفردات فی غریب القرآن ماده شفع، راغب اصفهانی.
[۲] . مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، پیام قرآن، ج ۶، ص ۵۲۴٫
[۳] . سبحانی، جعفر ، منشور جاوید؛ قم، موسسه امام صادق (ع)، ۱۳۸۳، چاپ اول ، ج ۸، ص ۲۰۷٫
[۴] .مفاهیم القرآن، جعفر سبحانی ج ۴، ص ۱۵۶، ص ۳۱۴٫
[۵] . علامه طباطبایی، ترجمه المیزان، ترجمه سید محمدباقر موسوی همدانی، ج ۱،‌ص ۲۶۰٫
[۶] . بقره/ ۲۵۴٫
[۷] . زمر/ ۴۴٫
[۸] .سباء/۲۳٫
[۹] . انبیاء/ ۲۸٫
[۱۰] .
[۱۱] .منشور جاوید، ج ۸، ص ۲۳۴، جعفر سبحانی.
[۱۲] . ترجمه المیزان، ج ۱۷، ص ۴۱۰٫
[۱۳] . اسراء/ ۷۹٫
[۱۴] .نورالثقلین، ج ۳، ص ۲۰۸؛ ذیل آیه ۷۹ اسراء، مجمع البیان، ج ۶، ص ۶۷۱ ذیل همان آیه.
[۱۵] . ترجمه المیزان، ج ۱۵، ص ۴۱۱٫
[۱۶] . تلخیص محاضرات فی الالهیات، جعفر سبحانی به نقل از خصال صدوق باب ۳، حدیث ۱۶۹٫
[۱۷] .انبیاء/۲۸٫
[۱۸] . علامه حلی، کشف المرادی فی شرح تجرید الاعتقاد، ص ۵۶۵، تصحیح و تعلیق علامه حسن حسن‌زاده آملی قم، مؤسسه نشر اسلامی، ۱۴۲۷ قمری.
[۱۹] .مریم/ ۸۷
[۲۰] .ترجمه المیزان، ج ۱۴، ص ۲۵۱٫

نویسنده :  کاظم احمدزاده

منبع: http://www.pajoohe.com

۲-  شفاعت


اشاره

در زمینه شفاعت دو برداشت انحرافی در جامعه وجود دارد:

۱٫ گروهی آن را اقدامی بی حساب و کتاب و نوعی پارتی بازی در نظام آفرینش می دانند و لذا آن را به طور کلّی انکار می کنند.

۲٫ جمعی آن را اختیارات و اقداماتی فوق قانون الهی برای صالحان می شناسند و به امید آن راه گناه و ظلم را بر روی خویش گشوده می بینند.

این دو تلّقی، نادرست و در حقیقت دو سوی افراط و تفریط در مسأله «شفاعت» است. در این مقاله ادّله منکران شفاعت و مفهوم درست آن را می خوانیم:

شبهه های منکران

۱٫ شفاعت با بعضی از آیات قرآن کریم سازگار نیست؛ از جمله:

«وَاتقوا یوماً لاتجزی نفسٌ عن نفسٍ شیئاً وَ لا یُقْبَلُ مِنها شَفاعَهٌ وَ لا یُؤخَذُ مِنْها عَدْلٌ و لا هُم یُنْصَرُون»؛۱ و بترسید از روزی که انجام ندهد کسی برای کسی چیزی را و نه از کسی شفاعتی پذیرفته شود و نه بَدَلی از او قبول گردد و نه ایشان یاری شوند.

در آیه فوق، صراحتاً شفاعت رد شده است. همین مضمون در آیه دیگری تکرار شده است.

« وَاتَّقُواْ یَوْماً لاَّ تَجْزِی نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَیْئاً وَلاَ یُقْبَلُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلاَ تَنفَعُهَا شَفَاعَهٌ وَلاَ هُمْ یُنصَرُونَ».۲

۲٫ شفاعت منجر به ظلم می شود. خداوند بارها در قرآن متذکر شده است هرکس که عملی انجام دهد، کم یا زیاد، خوب یا بد، سزای عملش را خواهد دید؛ «و من یعمل مثقال ذرّهٍ شرّاً یره»۳٫ انسان ها مساوی و در یک درجه نیستند؛ «هل یستوی الّذین یعلمون والّذین لایعلمون».۴

اگر دو نفر مرتکب گناهی شوند ولی یکی مورد شفاعت و عفو قرار گیرد و دیگری عذاب شود، ظلم است. اگر انسان صالح و انسان گنهکار، هردو وارد بهشت شوند، پس چه تفاوتی است میان عمل خیر و عمل شر؟ این رفتار با عدالت الهی سازگار نیست.

۳٫ شفاعت با اصل قرآنی «و ان لیس للانسان الاّ ما سعی»۵ منافات دارد. این اشکال نیز مشابه مورد قبل است، که توضیح آن گذشت.

۴٫ اعتقاد به شفاعت موجب تجّری و تشویق به گناه است. چنین عقیده ای موجب گستاخی انسان در ارتکاب گناهان و مقیّد نبودن به مرزهای حلال و حرام می شود. شفاعت موجب می شود که انسان گناهان خود را کوچک شمارد یا نادیده گیرد. در نتیجه، این اعتقاد، انسان را به تباهی و جامعه را به فساد و انحطاط می کشاند؛ همانند این عقیده که می گوید:

حاجب اگر معامله حشر با علی است من ضامنم تو هرچه بخواهی گناه کن

۵٫ لازمه شفاعت، منفعل شدن و تحت تأثیر قرار گرفتن خداوند در مقابل «شفیع» و تغییر حالت از خشم به رحمت است و تغییر حالت، منافی با ذات وجود الهی است؛ چرا که «لامؤثّر فی الوجود الاّ اللّه؛ خداوند در همه چیز تأثیر می گذارد ولی هیچ چیز در خدا اثر گذار نیست». شفاعت به منزله اثر گذاشتن شفیع و تأثیر پذیری خداست.

۶٫ اعتقاد به شفاعت، شرک به خداست. هیچ موجودی غیر از خدا حقّ بخشیدن مجرم و خطاکار را ندارد. اگر برای دیگران نیز چنین حقّی و قدرتی قائل شویم، شرک به خدا ورزیده ایم؛ چون دیگران را هم در بخشیدن، شریک و در عرض خدا قرار داده ایم.

۷٫ شفاعت نوعی باندبازی، پارتی بازی و قبیله گرایی است. همت گروه ها و قبایل در این است که بستگان و هواداران خود را از گرفتاری ها برهانند. از شفاعت هم همین معنا استفاده می شود و شفیعان، افرادی خاص را شفاعت می کنند، مثلاً ائمه علیهم السلام شیعیان را مورد شفاعت خود قرار می دهند.

۸ . آیا فرقی میان گناهان و خطاها در شفاعت وجود دارد؟

۹٫ آیا ممکن است دونفر که شرایط مساوی دارند، یکی شفاعت شود و دیگری نشود؟

۱۰٫ آیا هر مجرم و خطاکاری لیاقت شفاعت شدن را دارد؟ آیا شفاعت کردن چارچوب و قانون معینی دارد؟

۱۱٫ چه کسانی می توانند شفیع دیگران باشند؟ خصوصیات و شاخصه آنها چیست؟

۱۲٫ شفاعت، اسقاط کیفر است یا ترفیع درجه و یا هردو؟

پاسخ به شبهات

شفاعت دارای دو قسم است:

۱٫ ظالمانه؛ ۲٫ عادلانه.

«شفاعت ظالمانه» برهم زننده قانون و وسیله ای است که مجرم توسط آن، از حکم الهی جلوگیری می کند.

بسیاری از عوام، شفاعت انبیا و ائمه علیهم السلام را چنین می پندارند و تصوّر می کنند که شفیعان، افراد با نفوذی هستند که در دستگاه خدا اعمال نفوذ کرده، قانون خدا را نقض می کنند و اراده خدا را تغییر می دهند.

این باور، شرک به ربوبیّت خدای متعال است. آیاتِ نافی شفاعت نیز، ناظر بر این شفاعت هستند:

«لاتجزی نفسٌ عن نفسٍ شیئاً وَ لا یُقْبَلُ مِنها شَفاعَهٌ»۶، «یا ایهاالذین آمنوا انفقوا ممّا رزقناکم من قبل ان یأتی یومٌ لا بیعٌ فیه و لا خُلَّهٌ و لا شفاعهٌ»؛۷ ای اهل ایمان! از آنچه نصیب شما کردیم، انفاق کنید، پیش از آن که روزی بیاید که نه کسی برای آسایش خود چیزی می تواند بخرد و نه دوستی و شفاعتی به کار می آید.

«شفاعت عادلانه» حافظ و تأیید کننده قانون است و در آن، استثناء و تبعیض بین افراد و نقض قانون وجود ندارد و مستلزم غلبه بر اراده قانونگذار نیست. تفاوت دیگر شفاعت عادلانه و ظالمانه در این است که اوّلاً: شفاعت عادلانه از خدا شروع و به گنهکار ختم می شود ولی شفاعت ظالمانه از مجرم شروع می شود و نقطه شروع آن نیز هواهای نفسانی است که آثار آن تباهی فرد و جامعه است و پایانی جز هلاکت و عذاب آخرت نخواهد داشت؛ ثانیاً: در شفاعت عادلانه خداوند برای شفاعت وسیله برمی انگیزد و وسیله بودن شفیع از ناحیه خدا و با اذن اوست (ر.ک: مائده/ ۳۵) ولی در شفاعت ظالمانه مجرم و عاصی وسیله را واسطه قرار می دهد.

شفاعت عادلانه بر دو قسم است:

۱٫ شفاعت «رهبری»؛ ۲٫ شفاعت «مغفرت».

شفاعتِ رهبری

همان گونه که اعمال انسان در جهان دیگر تجسّم عینی می یابد، «روابط» انسان ها نیز صورت ملکوتی پیدا می کند؛ مثلاً کسی که سبب هدایت انسانی دیگر می شود، در میان آنها رابطه رهبری و پیروی، عینی می شود و هادی به عنوان «پیشوا»، و هدایت یافته به عنوان «پیرو» تلّقی می شود. همچنین است رابطه گمراه کننده و گمراه شونده. قرآن کریم در این باره می فرماید:

«یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ اُناسٍ بِاِمامِهِم»۸؛ در قیامت هر کسی با پیشوای خودش (یعنی با همان کسی که عملاً الگو و الهام بخش او بود) محشور می گردد.

در مورد پیشوایی فرعون، در قرآن چنین آمده است:

«یَقدُمُ قَومَهُ یَومَ القِیامَهِ فَأَورَدَهُمُ النّار»۹؛ فرعون پیشاپیش پیروانش حرکت می کند، پس در آتش واردشان می کند. همچنین پیامبران، امامان و سایر رهبران حق در قیامت، پیشوا و شفیع پیروانشان هستند.

او شفیع است این جهان و آن جهان این جهان در دین و آن جا در جنان

قرآن نیز شفاعت کننده است. پیامبراکرم صلی الله علیه و آله وسلم در مورد قرآن فرمود: «انّ القرآن شافعٌ مُشَفَّعٌ و ماحلٌ مُصَدَّق۱۰؛ قرآن شفیعی است که شفاعتش پذیرفته شده است و سعایت کننده ای است که سعایتش پذیرفته می شود.»

در حدیثی مشهور نیز وارده شده است که در قیامت سه چیز از دست انسان شکایت می کند؛ از جمله قرآنی که گرد و غبار روی آن بنشیند و تلاوت نشود.۱۱ بنابراین کسی منکر شفاعتِ رهبری نیست.

شفاعتِ مغفرت

شفاعتِ مغفرت به معنای وساطت در عفو و بخشش گناهان است. شفاعت، همان مغفرت الهی است. رحمت و غفران، زمانی که به صاحب رحمت ها و خیرات ـ که خداوند کریم است ـ نسبت داده شود، مغفرت خوانده می شود. و زمانی که به مجاری رحمت منسوب گردد، شفاعت نامیده می شود. پس هر شرطی که برای شمول مغفرت لازم باشد، برای شمول شفاعت هم لازم است. با این قید بسیاری از افراد که لایق رحمت نیستند، از دایره شفاعت نیز خارج می شوند. رحمت و مغفرت الهی نامحدود است ولی بعضی لایق آن نیستند و مشمول مغفرت و شفاعت قرار نمی گیرند. خداوند در این باره می فرماید:

« إِنَّ اللّهَ لاَ یَغْفِرُ أَن یُشْرَکَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَن یَشَاء»۱۲؛ خدا شرک را نمی آمرزد و آنچه که پایین تر از شرک است، برای هرکس که بخواهد، می بخشد.

از آیه فوق استنباط می شود که یکی از شرایط لازم و ضروری برای شفاعت، داشتن ایمان به یگانگی خداست.

شفاعت در قرآن

اصل شفاعت از نظر قرآن، ثابت و غیر قابل انکار است. در مقابل آیات نفی شفاعت، آیات بسیاری وجود دارد که شفاعت را اثبات می کنند. بعضی از آیات، شفاعت را مختصّ خداوند می دانند و شماری دیگر شفاعت دیگران را با اذن خدا ثابت و مورد قبول می دانند.

الف) آیاتی که شفاعت را منحصر به خدا می داند:

۱٫ «وَ اَنْذِرْ بِهِ الّذینَ یَخافُونَ اَنْ یُحشَرُوا اِلی رَبِّهِم لَیسَ لَهُم مِن دُونِهِ وَلیٌّ وَ لا شَفیعٌ لَعَلَّهُم یَتَّقُون»؛۱۳ و آنان را که از حضور در پیشگاه عدل خدا ترسان و هراسانند، به آیات خدا متنبّه ساز و بترسان، که جز خدا آنها را یاوری و شفیعی نیست؛ باشد که پرهیز کار شوند.

۲٫ «لَیسَ لَها مِن دُونِ اللّهِ وَلٌّی وَ لا شَفیعٌ»۱۴؛ در دو عالم هیچ کس را جز خدا دادرس و شفیعی نیست.

۳٫ «ما لَکُم مِن دُونِهِ مِنْ وَلیٍّ وَ لا شَفیعٍ»۱۵؛ شما را غیر از او هیچ یار و مددکاری نیست.

۴٫ «قُلْ لِلّهِ الشَّفاعَهُ جَمیعاً لَهُ مُلْکُ السَّمواتِ وَالاَرْضِ ثُمَّ اِلَیْهِ تُرْجَعُونِ»۱۶؛ بگو: شفاعت همه خلق با خداست که سلطان زمین و آسمان هاست و پس از مرگ، بازگشت همه شما به سوی اوست.

آیات فوق، شفاعت را منحصر در خدا دانسته و برای دیگران حقّی و قدرتی در شفیع شدن قائل نشده است. واقعیت این است که این آیات با آیات بعدی منافات ندارند و قابل جمع هستند، چون اگر شفاعت دیگران با اذن خداوند باشد، در حقیقت شفیع واقعی ذات خداوند است، نه کسی دیگر. آیات بعدی گواه این معنا هستند.

ب) آیاتی که شفاعت دیگران را به اذن الهی می پذیرد:

۱٫ «من ذا الذی یشفع عنده الاّ باذنه»۱۷؛ چه کسی جرأت دارد که در پیشگاه خدا به شفاعت برخیزد، مگر با اذن و فرمان او.

۲٫ «وَ لا یَمْلِکُ الَّذینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَهَ اِلاّ مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ یَعْلَمُون»۱۸؛ و غیر از خدای یکتا آنان را که به خدایی می خوانند، قادر بر شفاعت کسی نیست، مگر کسانی که بدانند و بر توحید حق گواهی دهند.

۳٫ «وَ کَمْ مِنْ مَلَکٍ فِی السَّمواتِ لا تُغْنی شَفاعَتُهُم شَیْئاً اِلاّ مِنْ بَعْدِ اَنْ یَأْذَنَ اللّهُ لِمَنْ یَشاءُ وَ یَرْضی»۱۹؛ و چه بسا از فرشتگان در آسمان هاست که شفاعتشان سودمند نیست جز به امر خدا و بر آن کسی که خدا بخواهد و از او خشنود باشد.

۴٫ «ما مِنْ شَفیعٍ اِلاّ مِنْ بَعْدِ اِذْنِهِ»۲۰؛ هیچ کس شفیع و واسطه نخواهد بود، مگر به رخصت او.

۵٫ «لایَمْلِکُونَ الشَّفاعَهَ اِلاّ مَنِ التَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً»۲۱؛ در آن روز هیچ کس مالک شفاعت نخواهد بود، مگر کسی که از خدای مهربان عهدنامه [توحید] دریافته است.

۶٫ «یَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَهَ اِلاّ مَنْ اَذَنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِیَ لَهُ قَولاً»۲۲؛ در آن روز شفاعت هیچ کس سود نبخشد، جز آن کس که خدای رحمان به او اجازه شفاعت داده و سخنش مورد پسند او گردیده است

۷٫ «لایَشْفَعُونَ اِلاّ لِمَنِ ارْتَضی وَ هُمْ مِن خَشْیَتِهِ مُشْفِقُونَ»۲۳؛ هرگز آن مقرّبان درگاه الهی از احدی، جز کسی که خدا از او راضی است، شفاعت نکنند و آنها دائم از خوف قهر خدا هراسانند.

۸٫ «وَ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَهُ عِنْدَهُ اِلاّ لِمَنْ اَذِنَ لَهُ»۲۴؛ و شفاعت کسی، جز آن که خدا به او اذن شفاعت داده است، سودمند نیست.

آیات مذکور همگی اتفاق نظر دارند بر این که: هیچ موجودی حقّ شفاعت از کسی را ندارد و اگر شفاعت هم بکند، سودمند نخواهد بود، مگر شفاعت کسانی که خداوند به آنها اذن داده است.

بنابراین شفاعت چه با واسطه باشد و چه بی واسطه، در هردو صورت، شفیع واقعی و اصلی، خود خداوند رحمان است. اگر اذن و اجازه ای از طرف او نباشد، شفاعتی صورت نمی گیرد و یا چنین عملی به حال هیچ کس سودی نخواهد داشت. و این مطلب همان معنای آیه « قل للّه الشفاعه جمیعاً» است که شفاعت را منحصر در ذات اقدس الهی می داند.

چه کسانی می توانند شفاعت کنند؟

در آیاتی که گذشت، صفات شفاعت کنندگان ذکر شد؛ آنهایی که به توحید و یگانگی خدا ایمان دارند، کسانی که از خدا عهدنامه توحید و یکتاپرستی دریافت کرده اند، آنانی که سخنشان مورد پسند خدا قرار گرفته است و آنها که مقرّب درگاه الهی هستند، از دیدگاه قرآن شایستگی شفاعت کردن را دارند.

در طول تاریخ، چه کسانی بیشتر و بالاتر از ملائک، پیامبران و اوصیای آنها بر یگانگی خدا شهادت داده اند؟! کدامین گروه از خلق خدا بهتر از فرشته ها، انبیا و جانشینان آنها عهدنامه توحید گرفته اند، بر آن پایدار مانده اند و بر آن استقامت کرده اند؟! چه کسانی در تقرّب به خدا از فرشتگان، پیامبران و اوصیای آنها سبقت گرفته اند؟!

واضح و روشن است که عرشیان همیشه در حال تسبیح و تقدیس خالق جهان و جهانیان هستند. منتخبین و فرستادگان خدا در زمین هم همیشه بهترین، شایسته ترین و بی نظیرترین انسان های زمان خود بوده اند. همین برتری آنها از نظر خصال اخلاقی و کمالات انسانی سبب گزینش آنها از طرف خداوند است. بنابراین فرشتگان، پیامبران، سپس جانشینان آنها از طرف خداوند حقّ شفاعت دارند.

علاوه بر سه گروه شفیعان که در قرآن مطرح شده است، در روایات عالمان، شهیدان، صالحان و گروه های دیگر به عنوان شفیع روز قیامت نام برده شده است، که به تعدادی از این روایات اشاره می شود.

حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم قرآن را شفیع روز جزا می داند: «اِنَّ القرآن شافِعٌ مُشَفَّع۲۵؛ قرآن شفیعی است که شفاعتش قبول شده است.»

آن حضرت در مورد شفاعت علما می فرماید: «و انّ لطالب العلم شفاعه کشفاعه الانبیاء۲۶؛ جویندگان دانش همانند پیامبران حق شفاعت دارند.» نیز فرمود: «اذا کان یوم القیامه جمع اللّه العلماء فیقول لهم… فانّی قد غفرتُ لکم ذبوبکم و قبلت اعمالکم و لکم فی الناس شفاعه مثل شفاعه انبیائی۲۷؛ در روز قیامت، خداوند علما را جمع می کند و می فرماید: …من گناهان شما را بخشیدم. اعمال شما را قبول کردم و شما هم مثل پیامبران اجازه شفاعت انسان های دیگر را دارید.»

آن حضرت در باره شفاعت کنندگان فرمود: «ثلاثه یشفعون الی اللّه عزّوجلّ فیشفعون الانبیاء ثم العلماء ثم الشهداء۲۸؛ سه گروه نزد خداوند شفاعت می کنند: پیامبران، عالمان و شهیدان.»

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم شفاعت مؤمنان را چنین بیان می کند: «الشفاعه للانبیاء والاوصیاء و المؤمنین و الملائکه۲۹؛ پیامبران، جانشینان آنها، مؤمنان و ملائک می توانند شفیع و واسطه در بخشش قرار گیرند.»

مؤمنان برای دوستان خود شفاعت می کنند؛ امام صادق علیه السلام فرمود: «انّ المؤمن لیشفع لحمیمه۳۰؛ مؤمن برای دوست و خویشاوند خود شفاعت می کند.»

همسایه ها شفیع هم می شوند؛ امام صادق علیه السلام فرمود: «انّ الجار یشفع لجاره و الحمیم لحمیمه۳۱؛ همسایه برای همسایه و دوست برای دوست شفاعت می کند.»

فرزندان خردسال مسلمانان نیز شفاعت می کنند. امام صادق علیه السلام فرمود: «ان اولاد المسلمون موسومون عنداللّه شافع و مشفع فاذا بلغوا اثنتی عشره سنه کانت لهم الحسنات فاذا بلغوا الحلم کتبت علیهم السیئات۳۲؛ فرزندان مسلمانان ـ اگر در سنّ کودکی از دنیا بروند ـ نزد خداوند بخشیده می شوند و شفاعت کننده هستند و زمانی که به سنّ دوازده سالگی برسند، اعمال نیک آنها به حسابشان منظور می گردد و زمانی که به سنّ تکلیف برسند، اعمال خلاف آنها ثبت می شود.»

پی نوشت ها:

۱٫ بقره / ۴۸٫ ۲٫ همان، ۱۲۳٫ ۳٫ زلزله/ ۸٫ ۴٫ زمر / ۹٫ ۵٫ نجم / ۳۹٫ ۶٫ بقره / ۴۸٫ ۷٫ همان/ ۲۵۴٫ ۸٫ اسراء / ۷۱٫ ۹٫ هود / ۹۸٫ ۱۰٫ کافی، ج ۲، ص ۵۹۸٫ ۱۱٫ تفسیر عیاشی، ج ۱، ص ۲٫ ۱۲٫ نساء / ۱۱۶٫ ۱۳٫ انعام / ۵۱٫ ۱۴٫ همان / ۷۰٫ ۱۵٫ سجده / ۴٫ ۱۶٫ زمر / ۴۴٫ ۱۷٫ بقره / ۲۵۵٫ ۱۸٫ زخرف / ۸۶٫ ۱۹٫ نجم / ۲۶٫ ۲۰٫ یونس / ۳٫ ۲۱٫ مریم / ۸۷٫ ۲۲٫ طه / ۱۰۹٫ ۲۳٫ انبیاء / ۲۸٫ ۲۴٫ سبأ / ۲۳٫ ۲۵٫ کافی، ج ۲، ص ۵۹۸٫ ۲۶ و ۲۷٫ ارشاد القلوب، ص ۱۶۴ و ۱۶۵٫ ۲۸٫ خصال، ص۱۵۶ و ۱۵۷٫ ۲۹٫ بحارالانوار، ج ۸، ص ۵۸٫ ۳۰٫ همان، ص ۴۱٫ ۳۱٫ همان، ص ۴۲٫ ۳۲٫ کافی، ج ۶، ص ۳٫

پدید آورنده : محمد غفوری – مجله کوثر – تابستان ۱۳۸۱، شماره ۵۴

منبع: http://www.hawzah.net