كـلــيـپ

احادیث

موسیقی حرام

                                                  مرتبط: کلیپ موسیقی حرام

  موسیقی حرام در قرآن    

                  

۱-در پاسخ به این سوال که آیا آیات و روایات منصوص و معتبر در حرمت غنا و موسیقی وجود دارد؟ باید گفت:

آن‌چه از مجموع کلمات فقها و سخنان دانشمندان اسلامی در این زمینه می‌توان استفاده کرد، این است که غناء، آهنگ‌های طرب‌انگیز و لهو باطل است و به عبارت دیگر: غنا آهنگ‌هایی است که متناسب مجالس فسق و فجور و اهل گناه و فساد می‌باشد که قوای شهوانی را در انسان تحریک می‌کند و گاه یک آهنگ هم خودش غنا و لهو و باطل است و هم محتوای آن، به این ترتیب که اشعار عشقی و فساد‌انگیز را با آهنگ‌های مطرب بخوانند. و گاه تنها آهنگ، غنا است، به این ترتیب که اشعار پرمحتوا یا آیات قرآن و دعا و مناجات را به آهنگی بخوانند که مناسب مجالس لهو لعب است، و در هر دو صورت حرام می‌باشد.

در خصوص «غنا» و موسیقی حرام، قرآن کریم در برخی آیات به آن پرداخته و مخالفت خود را با غنا و این نوع موسیقی اعلام فرموده است

و در یک بررسی کوتاه، برخی از مفاسد غنا عبارتند از:

الف ـ تشویق به فساد اخلاق:

مجالس غنا معمولاً مرکز انواع مفاسد است و آن‌چه به این مفاسد دامن می‌زند همان غنا است.

ب ـ غافل شدن از یاد خدا:

تعبیر به «لهو» که در تفسیر «غنا» در برخی از روایات اسلامی آمده، اشاره به همین حقیقت است که غنا انسان را آن چنان مست شهوات می‌کند که از یاد خدا غافل می سازد.

ج ـ غنا آثار زیانباری را بر اعصاب و روان می گذارد؛

غنا و موسیقی لهو در حقیقت یکی از عوامل مهمّ تخدیر اعصاب و روان است و آثار زیانبار غنا و این گونه موسیقی بر اعصاب تا سرحدّ تولید جنون و بر قلب و فشار خون، و تحریکات نامطلوب پیش می‌رود.[۱]

حرمت «غنا» در آیات و روایات:

گرچه در قرآن کریم، تنها کلیات مسایل آمده و تبیین جزییات و تعیین مصداق‌های آن، به پیامبر و امامان ـ علیهم السلام ـ واگذار شده است و مراجع عظام تقلید با توجه به آیات و روایات موجود، احکام را از آن‌ها استنباط می‌کنند، ولی در خصوص «غنا» و موسیقی ، قرآن کریم در برخی آیات به آن پرداخته و مخالفت خود را با غنا و این نوع موسیقی اعلام فرموده است از جمله:

آیه‌ی اول:

«ذَلِکَ وَمَن یُعَظِّمْ حُرُمَاتِ اللَّهِ فَهُوَ خَیْرٌ لَّهُ عِندَ رَبِّهِ وَأُحِلَّتْ لَکُمُ الْأَنْعَامُ إِلَّا مَا یُتْلَى عَلَیْکُمْ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ»؛[۲] این است ـ آن‌چه مقرر شده ـ و هر کس مقررات خدا را بزرگ دارد، آن برای او نزد پروردگارش بهتر است و برای شما دام‌ها ـ چهارپایان ـ حلال شده است، مگر آن‌چه برشما خوانده می‌شود؛ پس از پلیدی بت‌ها و از گفتار باطل اجتناب ورزید».

امام صادق (ع) می‌فرماید: «الغنا یورث النفاق»؛ «غنا» نفاق را به ارث می‌گذارد

ابن بصیر می‌گوید: از امام صادق (ع) از آیه‌ی «… فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ» سؤال کردم. امام فرمود: منظور «غنا» است.[۳]

زید شَحّام نیز می‌گوید: از امام صادق (ع) در باره‌ی تفسیر قول زور پرسیدم، آن حضرت فرمود: منظور از قول زور، غنا است.[۴]

آیه‌ی دوم:

«وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَن سَبِیلِ اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَیَتَّخِذَهَا هُزُوًا أُولَئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِینٌ؛[۵] بعضی از مردم، سخنان باطل و بیهوده می‌خرند تا مردم را از روی جهل و نادانی گمراه سازند و آیات الهی را به استهزاء گیرند، پس برای آنها عذابی خوارکننده است.[۶]

امام صادق (ع) می‌فرماید: «غنا» از مسایلی است که خداوند متعال وعده‌ی عذاب بر آن داده است و سپس آیه‌ی ۶، سوره‌ی لقمان را تلاوت فرمود.[۷]

«لهوالحدیث» دارای معنای گسترده‌ای است که هرگونه سخن یا آهنگ‌های سرگرم‌کننده و غفلت‌زا را شامل می‌شود که موجب گمراهی و بیهودگی انسان می‌گردد، خواه از قبیل «غنا» و لحن‌ها و آهنگ‌های شهوت‌انگیز و هوس‌آلود باشد و یا سخنانی باشد که نه از طریق آهنگ، بلکه از طریق محتوا، انسان را به فساد و تباهی بکشاند.[۸]

امام صادق (ع) می‌فرماید: «مجلس «غنا» و خوانندگی لهو و باطل، مجلسی است که خدا به اهل آن نمی نگرد و این مصداق قول خداوند متعال است که می‌فرماید: «بعضی از مردم هستند که سخنان بیهوده خریداری می‌کنند تا مردم را از راه خدا گمراه سازند.»[۹]

امام صادق (ع) می‌فرماید: «الغنا یورث النفاق»[۱۰] «غنا» نفاق را به ارث می‌گذارد و در حدیث دیگری امام صادق (ع) می‌فرماید: «بیت الغناء لا تومن فیه الفجیعه و لا تجاب فیه الدعوه، و لا یدخله الملک»[۱۱] خانه‌ای که در آن غنا باشد، ایمن از مرگ و مصیبت دردناک نیست و دعا در آن به اجابت نمی‌رسد و فرشتگان وارد آن نمی‌شوند.

در حدیثی از جابربن‌عبدالله از پیامبر اکرم (ص) نقل شده که فرمود: «کان ابلیس اوّل من تغنی»[۱۲] شیطان اوّلین کسی بود که غنا خواند.

ابن مسعود از پیامبر اکرم (ص) نقل می‌کند که فرمود: «الغناء ینبت النفاق فی القلب کما ینبت الماء البقل»[۱۳] غناء روح نفاق را در قلب پرورش می‌دهد همان‌گونه که آب گیاهان را پرورش می‌دهد.

ابن بصیر می‌گوید: از امام صادق (ع) از آیه‌ی «… فاجتنبوا الرجس من الاوثان واجتنبوا قول الزور» سؤال کردم. امام فرمود: منظور «غنا» است.

البته آهنگ‌ها و آوازهایی که از نظر محتوا (مضمون اشعار) دارای معنایی باشکوه و زیباست و از طرفی خوب و زیبا اجرا می‌شود و در عین حال تناسب و شباهتی با ساز و آوازهای مجالس لهو، عیش و عشرت و فساد، ندارد گوش دادن به این نوع آهنگ‌ها اشکال ندارد. سازها و آوازهایی که نسبت به آن‌ها شک داریم و نمی دانیم آیا از نوع «غنا» (موسیقی مبتذل) است و یا جز موسیقی‌های مجاز است، احتیاط آن است که به این‌گونه آهنگ‌ها نیز گوش داده نشود.[۱۴]

برای آگاهی بیشتر به کتاب‌های:

۱ـ تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، (مؤسسه اعلمی بیروت)، ج ۱۶، ص ۲۰۹، ۲۱۲٫

۲ـ تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و دیگران، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ج ۱۴، ص ۹۱، و ج ۱۶، ص ۱۱۴؛ ج ۱۷، ص ۱۵، ۲۷٫

۳ـ نظری به موسیقی از طریق کتاب و سنّت، مصطفی شریعت موسوی، انتشارات اسماعیلیان، قم.

____________________

[۱] ـ ر. ک: ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، (تهران، دارالکتب الاسلامیه) ج ۱۷، ص ۲۲٫

[۲] ـ سوره‌ی حج، آیه‌ی ۳۰٫

[۳] ـ سید هاشم الحسینی البحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، (قم، مؤسسه البعثه)، ج ۳، ص ۸۸۱ ـ ۸۸۲٫

[۴] ـ همان.

[۵] ـ سوره‌ی لقمان، آیه‌ی ۶٫

[۶] ـ ر.ک: علامه محمد حسین طباطبایی (ره)، المیزان فی تفسیر القرآن (قم، منشورات جماعه المدرسین فی الحوزه العلمیه،) ج ۱۵ ـ ۱۶، ص ۳۰۹٫

[۷] ـ سید هاشم الحسینی، البحرانی، همان.

[۸] ـ ر.ک؛ ناصر مکارم شیرازی و همکاران، تفسیر نمونه (تهران، دارالکتب الاسلامیه) ج ۱۷، ص ۱۵٫

[۹] ـ ر.ک: محمدبن یعقوب الکلینی، الکافی (مؤسسه الوفا، للبیروت) ج ۶، ص ۴۴۴٫

[۱۰]- محمّد محمدی ری‌شهری، میزان الحکمه، مکتب الاعلام الاسلامی، قم، ج ۷، ص ۳۰۶٫

[۱۱]- شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، آل البیت، قم، ج ۱۷، ص ۳۶۴، ۳۲۷٫

[۱۲]- وسائل الشیعه، همان.

[۱۳]- محمّد محمدی ری‌شهری، میزان الحکمه، مکتب الاعلام الاسلامی، قم، ج ۷، ص ۳۰۶٫

[۱۴] ـ ر.ک: آیت الله فاضل لنکرانی، جامع المسائل (استفتائات) مطبوعاتی امیر، چاپ دوم، ص ۲۵۲٫


تنظیم برای تبیان: شکوری                      http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=112366


۲-پرسش:

دلایل حرمت موسیقی را بیان فرمایید؟

پاسخ:

جواب اجمالی:

موسیقی و غنا در اصطلاح فقه با یکدیگر فرق دارد. غنا عبارت است از آوازی که از حنجره بیرون آمده و در گلو چرخانده شود، در شنونده حالت سرور و وجد ایجاد کرده و مناسب مجالس لهو و خوش گذرانی باشد. اما موسیقی آهنگی است که از آلات موسیقی پدید می آید.

با توجه به برخی آیات و روایات و سخنان برخی روان شناسان، مواردی هم چون گرایش انسان به فساد و فحشا، غفلت از یاد خدا، تاثیر سوء موسیقی و غنا بر روان و اعصاب و استفاده سوء استعمارگران از آن را می توان از جمله حکمت های حرمت موسیقی و غنا دانست.

دلائل اصلی حرمت موسیقی (یا حلیت برخی اقسام آن) آیات قرآن و روایات پیامبر اکرم(ص) و ائمه (ع) است. از میان آیات قرآن می توان به آیه های ۷۲ سوره ی فرقان، ۳۰ سوره ی حج، ۳ سوره ی مؤمنون و ۶ سوره ی لقمان اشاره کرد که ائمه(ع) در تفسیر آنها فرموده اند مراد از واژه های “قول زور” ، “لهو” و “لغو”در این آیات، غنا است.

همچنین روایاتی وجود دارد که در اثبات حرمت غنا به آنها استدلال شده است. وبه دسته ای دیگر از روایات، که در آنها آلات موسیقی و استعمال آنها حرام شمرده شده، برای اثبات حرمت برخی موسیقی ها استدلال شده است.

از آنجایی که غنا به معنی کشیدن صدا و هر گونه صدا و آواز استعمال شده، به همین جهت همه ی فقها «لهوی بودن» را از قیود غنای حرام می دانند و برخی نیز قید «مطرب» بودن را به آن افزوده­اند. در مورد موسیقی نیز اکثر فقها نوع لهوی آن را حرام می دانند و برخی موسیقی مطرب را نیز حرام می دانند.

جواب تفصیلی:

۱٫ تبیین مفهوم موسیقی:

«موسیقی» یا «موسیقیا» واژه ای یونانی است که در فرهنگ لغت، معادل «غنا» است؛ ولی در حوزه ی مفاهیم دینی و اصطلاح فقه، با یکدیگر تفاوت دارد. «غنا» در اصطلاح شرعی عبارت است از «آوازی که از حنجره ی آدمی بیرون آمده و در گلو چرخانده (چهچهه) شود و در شنونده حالت سرور و وجد ایجاد کند و مناسب با مجالس لهو و خوش گذرانی باشد.» اما موسیقی به «صوتی گفته می شود که از آلات موسیقی، پدید آید»، بر این اساس، نسبت بین موسیقی علمی و موسیقی فقهی، عموم و خصوص مطلق است.»[۱]

۲٫ حکمت حرمت موسیقی و غنا:

با بررسی برخی آیات قرآن و روایات و سخن روان شناسان می توان موارد ذیل را از فلسفه های حرمت موسیقی دانست:

الف) انسان را به فساد و فحشا گرایش می دهد:

در حدیثی از نبی اکرم(ص) آمده: «غنا نردبان زنا است.»[۲] تجربه نشان داده است که بسیاری افراد، تحت تاثیر آهنگ های غنا راه تقوا را رها کرده و به فساد روی می آورند. مجلس غنا معمولا مرکز انواع مفاسد است[۳].

ب) غنا انسان را از یاد خدا غافل می سازد:

قرآن کریم می فرماید: «بعضی از مردم خریدار سخنان بیهوده اند تا به نادانی مردم را از راه خدا گمراه کنند و قرآن را به مسخره می گیرند، نصیب اینان عذابی است خوار کننده.»[۴] در این آیه یکی از عوامل گمراهی از سبیل الهی «لهو الحدیث» دانسته شده است. «لهو» آن چیزی است که انسان را به خودش آن چنان مشغول کند که باعث غفلت و بازماندن از کارهای مهم تر شود و در روایات اسلامی از آن به «غنا» تفسیر شده است.[۵]

ج) تاثیر سوء موسیقی و غنا بر روان و اعصاب:

غنا و موسیقی یکی از عوامل تخدیر اعصاب است. «توجه به بیوگرافی مشاهیر موسیقی دانان نشان می دهد که در دوران عمر دچار ناراحتی های روحی گردیده ، و رفته رفته اعصاب خو درا از دست داده و عده ای مبتلا به بیماری های روانی شده و گروهی مشاعر خود را از کف داده اند، دسته ای فلج و ناتوان گردیده و بعضی هنگام نواختن موسیقی درجه ی فشار خونشان بالا رفته ،دچار سکته ی ناگهانی شده اند.»[۶]

د) غنا یکی از ابزار کار استعمارگران است:

استعمارگران جهان همیشه از بیداری مردم، مخصوصاً نسل جوان، وحشت داشته اند، به همین دلیل بخشی از برنامه های گسترده ی آنها برای ادامه ی استعمار، فرو بردن جامعه در غفلت و بی خبری و نا آگاهی و گسترش انواع سرگرمی های ناسالم است. ایجاد مراکز فحشا، کلوپهای قمار و همچنین سرگرمی های ناسالم دیگر و از جمله توسعه ی غنا و موسیقی، از مهمترین ابزاری است که آنها برای تخدیر افکار مردم بر آن اصرار دارند.[۷]

۳) موارد ذکر شده حکمت حرمت غنا و موسیقی می باشد نه علت تامه و به همین دلیل، در مواردی هم که این آثار و نتایج سوء وجود ندارد باز حکم حرمت هم وجود دارد.

۴) دلایل اصلی حرمت موسیقی(یا حلیت بعضی از اقسام آن) آیات قرآن و روایات پیامبراکرم(ص) و ائمه(ع) است که در حوزه ی تخصصی فقه . بررسی صورت می شود و این مقال گنجایش طرح مباحث اجتهادی را ندارد. اما آنچه به صورت اختصار می توان اشاره نمود چند مطلب است:

الف) آیات قرآن هر چند به صورت روشن و صریح حکم غنا را بیان نمی کند و مانند بسیاری از احکام به اصول و کلیات می پردازد، ولی برخی از آیات با توجه به تفسیری که پیامبر اکرم و اهل­بیت(ع) از آنها نموده اند بر غنا تطبیق می کند. در این باره به چند آیه اشاره می کنیم:

۱- امام صادق (ع) درباره ی آیات «و کسانی که شهادت به باطل نمی دهند(و در مجالس باطل شرکت نمی کنند)[۸]و «از سخن باطل بپرهیزید»[۹]، می فرمایند: «منظور مجالس لهو و لعب و غناست.»[۱۰]

۲- امام صادق(ع) درباره ی آیه ی «و آنها که از لغو و بیهودگی رویگردانند»[۱۱]، فرمود: «منظور از «لغو» در این آیه، غنا و ملاهی می باشد.»[۱۲]

۳- امام باقر و امام صادق(ع) درباره ی آیه ی «بعضی از مردم سخنان بیهوده را می خرند تا مردم را از روی نادانی از راه خدا گمراه سازند و آیات الهی را به استهزا گیرند، برای آنان عذابی خوارکننده است»[۱۳]،فرمودند: «منظور از سخنان بیهوده، غنا­ست.»[۱۴]

نکته: هر چند اکثر این روایات، آیات مذکور را بر غنا تطبیق نموده­اند ولی دربعضی روایات، بر موسیقی نیز تطبیق شده است[۱۵]و فقها نیز برخی از این آیات را بر موسیقی تطبیق نموده اند.[۱۶]

ب) مهمترین دلیل بر حرمت غنا ، روایاتی است که ازپیامبراکرم و اهل­بیت(ع) به دست ما رسیده و به طور صریح و روشن دلالت بر حرمت غنا دارند. برای نمونه به برخی از روایات اشاره می کنیم:

امام باقر (ع) می فرمایند: «غنا از چیزهایی است که خداوند آتش جهنم را سزایش قرار داده»[۱۷] و امام صادق (ع) می فرمایند: «از غنا دوری کنید[۱۸].»

ج) در مورد حرمت موسیقی نیز روایاتی از پیامبراکرم و ائمه معصومین(ع) به دست ما رسیده که برخی از آنها را نقل می کنیم:

امام صادق(ع) می فرمایند: «آلات ساز و آواز، از عمل شیطان است پس هر چه در زمین از این نوع وجود دارد از ناحیه ی شیطان است.»[۱۹]پیامبر اکرم(ص) نیز می­فرمایند: «شما را از مزمار و کوبات (آلات موسیقی) نهی می کنم.»[۲۰]

د) از آنجائی که واژه ی غنا به معنای «کشیدن صدا» بلکه به معنای هر گونه صدا و آواز است[۲۱]و به تعبیر شیخ انصاری ره «کاملا روشن و بدیهی است که هیچ یک از این مفاهیم حرام نیستند »[۲۲]، به همین جهت، همه ی فقها «لهوی بودن» را قید غنای حرام می دانند؛ یعنی، غنای لهوی حرام است.[۲۳] (واژه ی «لهو» را به فراموشی یاد خداوند و فرو غلطیدن در ابتذال معنا نموده اند[۲۴] و گفته اند غنا و آوازی حرام است که مناسب مجالس لهو و لعب و فساد و خوش گذرانی باشد.)[۲۵]

بعضی از فقها علاوه بر«لهوی بودن» قید «مطرب» را نیز بر آن افزوده اند[۲۶]. «طرب» به حالت سبک عقلی گفته می شود که در اثر شنیدن آواز یا آهنگ در نفس آدمی پدید می آید و او را از حد اعتدال خارج می کند و در مورد موسیقی(آهنگی که از آلات پدید آید) نیز اکثر فقها نوعی را که «لهوی» باشد حرام می دانند و بعضی استماع موسیقی مطرب را حرام می دانند.[۲۷]

نکته پایانی: همان طوری که قبلا تذکر دادیم، بررسی دقیق این مباحث، در حوزه ی تخصصی فقه انجام می شود و کسانی که در این زمینه قدرت اجتهاد ندارند باید از مراجع تقلید خودپیروی کنند.

[۱] . سید مجتبی حسینی، (پرسش ها و پاسخ های دانشجویی)، ص ۱۶۹؛ امام خمینی(ره)، المکاسب المحرمه، ج ۱، صص ۱۹۸ ۲۲۴؛ حسینی، علی، الموسیقی، صص ۱۶ و ۱۷؛ تبریزی، استفتائات، س۱۰، ۴۶ ، ۴۷ و ۱۰۴۸؛ فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۹۷۴، ۹۷۸و ۹۷۹٫
[۲] . الغناء رقیه الزنا؛ بحار الانوار، ج ۷۶، باب ۹۹، الغناء.
[۳] نک: تاثیر موسیقی بر روان و اعصاب ، ص ۲۹؛ تفسیر روح المعانی، ج ۲۱، ص ۶؛ تفسیر نمونه، ج ۱۷، ص ۲۵ و ۲۶٫
[۴] . ومن الناس من یشتری لهو الحدیث لیضل عن سبیل الله بغیرعلم و یتخذها هزوا اولئک لهم عذاب مهین؛ لقمان، ۶٫
[۵] . وسائل الشیعه، ج ۱۲، باب ۹۹ ابواب ما یکتسب به.
[۶] . تاثیر موسیقی بر روان و اعصاب، ص ۲۹ و ۹۲( به نقل از تفسیر نمونه، ج ۱۷، ص ۲۶).
[۷] . تفسیر نمونه ، ج ۱۷، ص ۲۷٫
[۸] . والذین لا یشهدون الزور؛ فرقان، ۷۲٫
[۹] . واجتنبوا قول الزور؛ حج، ۳۰٫
[۱۰] . وسائل الشیعه، ج ۱۲، باب ۹۹، ابواب ما یکتسب به، ح ۲، ۳ ، ۵ ، ۹ و ۲۶٫
[۱۱] . والذین عن اللغو معرضون؛ مؤمنون، ۳٫
[۱۲] . تفسیر علی بن ابراهیم، ج ۲، ص ۸۸٫
[۱۳] . لقمان، ۶٫
[۱۴] . وسائل الشیعه، ج ۱۲، باب ۹۹، ابواب ما یکتسب به، ح ۶، ۷، ۱۱، ۱۶و۲۵٫
[۱۵] . همان، باب ۱۰۰، ح۳٫
[۱۶] . المکاسب المحرمه، امام خمینی(ره)، ج ۱، ص ۲٫
[۱۷] . وسائل الشیعه، ج ۱۲، باب ۹۹، ابواب ما یکتسب به ح ۶٫
[۱۸] . همان، ح ۲۳ و ۲۴٫
[۱۹] .همان. باب ۱۰۰، ح ۵ و ۶٫
[۲۰] . همان.
[۲۱] . المکاسب المحرمه، امام خمینی(ره)، ج ۱، ص ۲۹۹٫
[۲۲] . مکاسب شیخ انصاری،جلد۱، ص ۲۹۲٫
[۲۳] . رساله ی دانشجویی، ص ۱۷۱٫
[۲۴] . احمد شرمخانی، انسان، غناء، موسیقی، ص ۱۴٫
[۲۵] . رساله دانشجویی، ص ۱۷۱٫ بهر حال حرام بودن مطلق صدای زیبا با فطرت و عقل انسان سازگار نیست و مخالف با بعض روایات که دستور به خواندن قرآن به صوت زیبا می دهند می باشد. لذا منظور نوع خاصی از آن است و می توان معیار نوع حرام را از همین تعبیرات «باطل» یا «لهو» بدست آورد.
[۲۶] . همان.
[۲۷] . توضیح المسائل مراجع، ج ۲، صص ۸۱۳ و ۹۱۳؛ مسائل جدید، ج ۱، ص ۴۷ به بعد.
منبع: پایگاه اسلام کوئست


متن سوال: چرا شنیدن موسیقی حرام است؟

متن پاسخ: موسیقی موضوعی نیست که بتوان به سادگی در مورد آن قضاوت نمود، تأثیر موسیقی بر روح و روان انسان بسیار گسترده و حتی بعضاً ناشناخته است و انواع مختلف موسیقی ‏ها، در روح و روان انسان، آثار بسیار متفاوتی ایجاد می‏کنند. به همین خاطر نظر دانشمندان در مورد آنها، مختلف است.

بعضی از دانشمندان گفته‏ اند موسیقی به ویژه آهنگ‏های تند و حساس، تحریکاتی در اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک به وجود می‏آورد که در نتیجه تعادل اعصاب به هم می‏خورد و انسان دچار ضعف اعصاب می‏گردد. ضعف اعصاب امراض دیگری (از قبیل اختلال حواس، پریشانی، جنون، مشکل شنوایی و نابینایی، سل و غیره) به وجود می ‏آورد. به علاوه موسیقی به سبب ایجاد هیجانات روحی و مغزی گاهی به حمله و خفقان قلبی منجر می‏شود و باعث سکته و مرگ ناگهانی می‏گردد.

دکتر “ولف آدلر” پرفسور دانشگاه کلمبیا می‏گوید: “بهترین و دلکش‏ترین نواهای موسیقی، شوم‏ترین آثار را روی سلسله اعصاب انسان باقی می‏گذارد. اصولاً شنیدن موسیقی و کنسرت در اعصاب یک نوع اثر تخدیری ایجاد می‏کنند. گاهی آن چنان شدید است که شنونده را مانند افراد بهت زده می‏سازد و لذت فوق ‏العاده‏ای که افراد از آن می‏برند، از همین اثر تخدیری است. واضح است که این گونه تخدیرها زیان‏ های فراوانی دارد. آمار جنایت هایی که نمودار این حقیقت است، بسیار است.

یک مجله سوئیسی نوشت: جمعیتی حدودی ۱۵۰ هزار نفر در میدانی گرد هم آمده بودند و پس از اجرای یک کنسرت آن چنان به هیجان آمدند که ویترین ‏ها را شکسته و مغازه‏ ها را ویران کردند و عده‏ ای زخمی و مجروح شدند.

در ایالت “لتیل راک” جوانی پیانو یاد می‏گرفت. نغمات موسیقی چنان در روح آن جوان هیجان ایجاد کرد که بدون دلیل از جای برخاست و با نوزده ضربه چاقو معلم خود را از پای درآود”.(۱)

غیر از ضررها ضررهای اقتصادی نیز به واسطه موسیقی بر انسان و بر جامعه تحمیل می‏شود. هزینه ‏های سنگینی که امروزه خرج مجالس موسیقی و شهوترانی می‏شود، ضربه‏ های جبران ناپذیری به اقتصاد جامعه می‏زند و در عوض آن هیچ نفع چشمگیری به جامعه نمی‏رساند.

ضررهای اخلاقی مهم‏ترین ضررهای موسیقی‏ های تند است. اگر گناهان و آلودگی‏ هایی را که در مجالس موسیقی انجام می‏شود، به حساب آوریم، می‏فهمیم که موسیقی چه سهم بزرگی در به وجود آوردن ناپسندی‏ ها و پلیدی‏ ها دارد.

موسیقی با نغمه‏ های به ظاهر دلربای خود، لطمه‏ های وحشیانه‏ای به اخلاق و دین و فضیلت می‏زند. موسیقی مخصوصاً در محافل مختلط و به ویژه اگر خواننده زن باشد، جز شهوت‏ران و وقت کشی چیزی نصیب انسان نمی‏کند، در نتیجه مفاهیم مقدسی چون مروت، حیا، عفت، امانت‏داری، برادری، کوشش و فعالیت به فراموشی سپرده می‏شود.

گوش دادن مفرط به موسیقی انسان را از خدا غافل و دور می‏سازد و باعث جدایی انسان از معنویت و حتی جبهه‏ گیری در برابر مذهب و متدینان می‏شود.

امام صادق(ع) فرمود: الغنا یورث النفاق؛(۱) غنا باعث نفاق می‏شود”.

پیامبر(ص) فرمود: “غنا و موسیقی در قلب، نفاق می‏کارد، همان طور که در زمینی به واسطه آب سبزی روییده می‏شود”.(۲)

باز فرمود: “خداوند مرا مبعوث کرد تا رحمت برای عالمیان باشم و معازف و مزامیر (الات موسیقی و قمار) و امور جاهلیت را نابود سازم”.(۳)

اگر موسیقی مطرب و شهوت‏زا و هجیان‏ انگیز باشد و انسان را به وادی شهوت‏رانی بکشاند، حرام است. البته اگر مطرب نباشد و فقط صدای مطلوبی باشد و در انسان ایجاد هیجان و حرارت شهوی نکند حرام نیست. اگر برخی از دانشمندان گفته‏ اند که موسیقی غذای روح است یا باعث شادی می‏شود، مرادشان همین نوع موسیقی است که مفسده‏ای نداشته باشد.(۴)

اسلام مخالف شادی و شادمانی نیست و تفریحات سالم جزء برنامه‏ های یک مسلمان است، به همین خاطر گوش دادن به موسیقی آرام و مطلوب در حد محدود در بعضی اوقات خوب و پسندیده و شاید لازم باشد. اما باید دانست شادی و شادمانی تنها در گوش دادن به موسیقی منحصر نمی‏شود. ثانیاً درست است که موسیقی شادی آفرین است؛ اما گاهی ضررهای آن بیشتر از شادی لحظه‏ ای آن است، عادت به این گونه موسیقی‏ها در انسان ایجاد غفلت و سستی نموده و او را از خدا دور می‏سازد.

و از نماز و عبادت و مسجد و راز و نیاز خدا باز می‏دارد و بهترین ساعات عمر انسان را که ایام جوانی است از بین می‏برد.

جوانان باید با علوم و فنون مختلف آشنا باشند و با کار و تلاش و سازندگی، خود و جامعه را رو به تکامل ببرند. شادی‏های زودگذر و لحظه‏ ای چه دردی از فرد و جامعه برطرف می‏ نماید و چه مشکلی را حل می‏کند؟

پی‏ نوشت‏ها:
۱ – میزان الحکمه، حدیث ۱۵۰۸۶٫
۲ – همان، حدیث ۱۵۰۹۱٫
۳ – همان، حدیث ۱۵۰۷۶٫
۴ – بیست پاسخ، ص ۱۸۳، با تلخیص.

منبع:http://www.eporsesh.com