مرتبط: کلیپ موسیقی حرام
موسیقی حرام در قرآن
1-در پاسخ به این سوال که آیا آیات و روایات منصوص و معتبر در حرمت غنا و موسیقی وجود دارد؟ باید گفت:
آنچه از مجموع كلمات فقها و سخنان دانشمندان اسلامی در این زمینه میتوان استفاده كرد، این است كه غناء، آهنگهای طربانگیز و لهو باطل است و به عبارت دیگر: غنا آهنگهایی است كه متناسب مجالس فسق و فجور و اهل گناه و فساد میباشد كه قوای شهوانی را در انسان تحریك میكند و گاه یك آهنگ هم خودش غنا و لهو و باطل است و هم محتوای آن، به این ترتیب كه اشعار عشقی و فسادانگیز را با آهنگهای مطرب بخوانند. و گاه تنها آهنگ، غنا است، به این ترتیب كه اشعار پرمحتوا یا آیات قرآن و دعا و مناجات را به آهنگی بخوانند كه مناسب مجالس لهو لعب است، و در هر دو صورت حرام میباشد.
در خصوص «غنا» و موسیقی حرام، قرآن كریم در برخی آیات به آن پرداخته و مخالفت خود را با غنا و این نوع موسیقی اعلام فرموده است
و در یك بررسی كوتاه، برخی از مفاسد غنا عبارتند از:
الف ـ تشویق به فساد اخلاق:
مجالس غنا معمولاً مركز انواع مفاسد است و آنچه به این مفاسد دامن میزند همان غنا است.
ب ـ غافل شدن از یاد خدا:
تعبیر به «لهو» كه در تفسیر «غنا» در برخی از روایات اسلامی آمده، اشاره به همین حقیقت است كه غنا انسان را آن چنان مست شهوات میكند كه از یاد خدا غافل می سازد.
ج ـ غنا آثار زیانباری را بر اعصاب و روان می گذارد؛
غنا و موسیقی لهو در حقیقت یكی از عوامل مهمّ تخدیر اعصاب و روان است و آثار زیانبار غنا و این گونه موسیقی بر اعصاب تا سرحدّ تولید جنون و بر قلب و فشار خون، و تحریكات نامطلوب پیش میرود.[1]
حرمت «غنا» در آیات و روایات:
گرچه در قرآن كریم، تنها كلیات مسایل آمده و تبیین جزییات و تعیین مصداقهای آن، به پیامبر و امامان ـ علیهم السلام ـ واگذار شده است و مراجع عظام تقلید با توجه به آیات و روایات موجود، احكام را از آنها استنباط میكنند، ولی در خصوص «غنا» و موسیقی ، قرآن كریم در برخی آیات به آن پرداخته و مخالفت خود را با غنا و این نوع موسیقی اعلام فرموده است از جمله:
آیهی اول:
«ذَلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ حُرُمَاتِ اللَّهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ عِندَ رَبِّهِ وَأُحِلَّتْ لَكُمُ الْأَنْعَامُ إِلَّا مَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ»؛[2] این است ـ آنچه مقرر شده ـ و هر كس مقررات خدا را بزرگ دارد، آن برای او نزد پروردگارش بهتر است و برای شما دامها ـ چهارپایان ـ حلال شده است، مگر آنچه برشما خوانده میشود؛ پس از پلیدی بتها و از گفتار باطل اجتناب ورزید».
امام صادق (ع) میفرماید: «الغنا یورث النفاق»؛ «غنا» نفاق را به ارث میگذارد
ابن بصیر میگوید: از امام صادق (ع) از آیهی «… فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ» سؤال كردم. امام فرمود: منظور «غنا» است.[3]
زید شَحّام نیز میگوید: از امام صادق (ع) در بارهی تفسیر قول زور پرسیدم، آن حضرت فرمود: منظور از قول زور، غنا است.[4]
آیهی دوم:
«وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّخِذَهَا هُزُوًا أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ؛[5] بعضی از مردم، سخنان باطل و بیهوده میخرند تا مردم را از روی جهل و نادانی گمراه سازند و آیات الهی را به استهزاء گیرند، پس برای آنها عذابی خواركننده است.[6]
امام صادق (ع) میفرماید: «غنا» از مسایلی است كه خداوند متعال وعدهی عذاب بر آن داده است و سپس آیهی 6، سورهی لقمان را تلاوت فرمود.[7]
«لهوالحدیث» دارای معنای گستردهای است كه هرگونه سخن یا آهنگهای سرگرمكننده و غفلتزا را شامل میشود كه موجب گمراهی و بیهودگی انسان میگردد، خواه از قبیل «غنا» و لحنها و آهنگهای شهوتانگیز و هوسآلود باشد و یا سخنانی باشد كه نه از طریق آهنگ، بلكه از طریق محتوا، انسان را به فساد و تباهی بكشاند.[8]
امام صادق (ع) میفرماید: «مجلس «غنا» و خوانندگی لهو و باطل، مجلسی است كه خدا به اهل آن نمی نگرد و این مصداق قول خداوند متعال است كه میفرماید: «بعضی از مردم هستند كه سخنان بیهوده خریداری میكنند تا مردم را از راه خدا گمراه سازند.»[9]
امام صادق (ع) میفرماید: «الغنا یورث النفاق»[10] «غنا» نفاق را به ارث میگذارد و در حدیث دیگری امام صادق (ع) میفرماید: «بیت الغناء لا تومن فیه الفجیعة و لا تجاب فیه الدعوة، و لا یدخله الملك»[11] خانهای كه در آن غنا باشد، ایمن از مرگ و مصیبت دردناك نیست و دعا در آن به اجابت نمیرسد و فرشتگان وارد آن نمیشوند.
در حدیثی از جابربنعبدالله از پیامبر اكرم (ص) نقل شده كه فرمود: «كان ابلیس اوّل من تغنی»[12] شیطان اوّلین كسی بود كه غنا خواند.
ابن مسعود از پیامبر اكرم (ص) نقل میكند كه فرمود: «الغناء ینبت النفاق فی القلب كما ینبت الماء البقل»[13] غناء روح نفاق را در قلب پرورش میدهد همانگونه كه آب گیاهان را پرورش میدهد.
ابن بصیر میگوید: از امام صادق (ع) از آیهی «… فاجتنبوا الرجس من الاوثان واجتنبوا قول الزور» سؤال كردم. امام فرمود: منظور «غنا» است.
البته آهنگها و آوازهایی كه از نظر محتوا (مضمون اشعار) دارای معنایی باشكوه و زیباست و از طرفی خوب و زیبا اجرا میشود و در عین حال تناسب و شباهتی با ساز و آوازهای مجالس لهو، عیش و عشرت و فساد، ندارد گوش دادن به این نوع آهنگها اشكال ندارد. سازها و آوازهایی كه نسبت به آنها شك داریم و نمی دانیم آیا از نوع «غنا» (موسیقی مبتذل) است و یا جز موسیقیهای مجاز است، احتیاط آن است كه به اینگونه آهنگها نیز گوش داده نشود.[14]
برای آگاهی بیشتر به كتابهای:
1ـ تفسیر المیزان، علامة طباطبایی، (مؤسسة اعلمی بیروت)، ج 16، ص 209، 212.
2ـ تفسیر نمونه، ناصر مكارم شیرازی و دیگران، دارالكتب الاسلامیه، تهران، ج 14، ص 91، و ج 16، ص 114؛ ج 17، ص 15، 27.
3ـ نظری به موسیقی از طریق كتاب و سنّت، مصطفی شریعت موسوی، انتشارات اسماعیلیان، قم.
____________________
[1] ـ ر. ك: ناصر مكارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، (تهران، دارالكتب الاسلامیه) ج 17، ص 22.
[2] ـ سورهی حج، آیهی 30.
[3] ـ سید هاشم الحسینی البحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، (قم، مؤسسه البعثه)، ج 3، ص 881 ـ 882.
[4] ـ همان.
[5] ـ سورهی لقمان، آیهی 6.
[6] ـ ر.ك: علامه محمد حسین طباطبایی (ره)، المیزان فی تفسیر القرآن (قم، منشورات جماعه المدرسین فی الحوزه العلمیه،) ج 15 ـ 16، ص 309.
[7] ـ سید هاشم الحسینی، البحرانی، همان.
[8] ـ ر.ك؛ ناصر مكارم شیرازی و همكاران، تفسیر نمونه (تهران، دارالكتب الاسلامیه) ج 17، ص 15.
[9] ـ ر.ك: محمدبن یعقوب الكلینی، الكافی (مؤسسه الوفا، للبیروت) ج 6، ص 444.
[10]- محمّد محمدی ریشهری، میزان الحكمة، مكتب الاعلام الاسلامی، قم، ج 7، ص 306.
[11]- شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، آل البیت، قم، ج 17، ص 364، 327.
[12]- وسائل الشیعه، همان.
[13]- محمّد محمدی ریشهری، میزان الحكمة، مكتب الاعلام الاسلامی، قم، ج 7، ص 306.
[14] ـ ر.ك: آیت الله فاضل لنكرانی، جامع المسائل (استفتائات) مطبوعاتی امیر، چاپ دوم، ص 252.
تنظیم برای تبیان: شکوری http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=112366
2-پرسش:
دلایل حرمت موسیقی را بیان فرمایید؟
پاسخ:
جواب اجمالی:
موسیقی و غنا در اصطلاح فقه با یکدیگر فرق دارد. غنا عبارت است از آوازی که از حنجره بیرون آمده و در گلو چرخانده شود، در شنونده حالت سرور و وجد ایجاد کرده و مناسب مجالس لهو و خوش گذرانی باشد. اما موسیقی آهنگی است که از آلات موسیقی پدید می آید.
با توجه به برخی آیات و روایات و سخنان برخی روان شناسان، مواردی هم چون گرایش انسان به فساد و فحشا، غفلت از یاد خدا، تاثیر سوء موسیقی و غنا بر روان و اعصاب و استفاده سوء استعمارگران از آن را می توان از جمله حکمت های حرمت موسیقی و غنا دانست.
دلائل اصلی حرمت موسیقی (یا حلیت برخی اقسام آن) آیات قرآن و روایات پیامبر اکرم(ص) و ائمه (ع) است. از میان آیات قرآن می توان به آیه های 72 سوره ی فرقان، 30 سوره ی حج، 3 سوره ی مؤمنون و 6 سوره ی لقمان اشاره کرد که ائمه(ع) در تفسیر آنها فرموده اند مراد از واژه های “قول زور” ، “لهو” و “لغو”در این آیات، غنا است.
همچنین روایاتی وجود دارد که در اثبات حرمت غنا به آنها استدلال شده است. وبه دسته ای دیگر از روایات، که در آنها آلات موسیقی و استعمال آنها حرام شمرده شده، برای اثبات حرمت برخی موسیقی ها استدلال شده است.
از آنجایی که غنا به معنی کشیدن صدا و هر گونه صدا و آواز استعمال شده، به همین جهت همه ی فقها «لهوی بودن» را از قیود غنای حرام می دانند و برخی نیز قید «مطرب» بودن را به آن افزودهاند. در مورد موسیقی نیز اکثر فقها نوع لهوی آن را حرام می دانند و برخی موسیقی مطرب را نیز حرام می دانند.
جواب تفصیلی:
1. تبیین مفهوم موسیقی:
«موسیقی» یا «موسیقیا» واژه ای یونانی است که در فرهنگ لغت، معادل «غنا» است؛ ولی در حوزه ی مفاهیم دینی و اصطلاح فقه، با یکدیگر تفاوت دارد. «غنا» در اصطلاح شرعی عبارت است از «آوازی که از حنجره ی آدمی بیرون آمده و در گلو چرخانده (چهچهه) شود و در شنونده حالت سرور و وجد ایجاد کند و مناسب با مجالس لهو و خوش گذرانی باشد.» اما موسیقی به «صوتی گفته می شود که از آلات موسیقی، پدید آید»، بر این اساس، نسبت بین موسیقی علمی و موسیقی فقهی، عموم و خصوص مطلق است.»[1]
2. حکمت حرمت موسیقی و غنا:
با بررسی برخی آیات قرآن و روایات و سخن روان شناسان می توان موارد ذیل را از فلسفه های حرمت موسیقی دانست:
الف) انسان را به فساد و فحشا گرایش می دهد:
در حدیثی از نبی اکرم(ص) آمده: «غنا نردبان زنا است.»[2] تجربه نشان داده است که بسیاری افراد، تحت تاثیر آهنگ های غنا راه تقوا را رها کرده و به فساد روی می آورند. مجلس غنا معمولا مرکز انواع مفاسد است[3].
ب) غنا انسان را از یاد خدا غافل می سازد:
قرآن کریم می فرماید: «بعضی از مردم خریدار سخنان بیهوده اند تا به نادانی مردم را از راه خدا گمراه کنند و قرآن را به مسخره می گیرند، نصیب اینان عذابی است خوار کننده.»[4] در این آیه یکی از عوامل گمراهی از سبیل الهی «لهو الحدیث» دانسته شده است. «لهو» آن چیزی است که انسان را به خودش آن چنان مشغول کند که باعث غفلت و بازماندن از کارهای مهم تر شود و در روایات اسلامی از آن به «غنا» تفسیر شده است.[5]
ج) تاثیر سوء موسیقی و غنا بر روان و اعصاب:
غنا و موسیقی یکی از عوامل تخدیر اعصاب است. «توجه به بیوگرافی مشاهیر موسیقی دانان نشان می دهد که در دوران عمر دچار ناراحتی های روحی گردیده ، و رفته رفته اعصاب خو درا از دست داده و عده ای مبتلا به بیماری های روانی شده و گروهی مشاعر خود را از کف داده اند، دسته ای فلج و ناتوان گردیده و بعضی هنگام نواختن موسیقی درجه ی فشار خونشان بالا رفته ،دچار سکته ی ناگهانی شده اند.»[6]
د) غنا یکی از ابزار کار استعمارگران است:
استعمارگران جهان همیشه از بیداری مردم، مخصوصاً نسل جوان، وحشت داشته اند، به همین دلیل بخشی از برنامه های گسترده ی آنها برای ادامه ی استعمار، فرو بردن جامعه در غفلت و بی خبری و نا آگاهی و گسترش انواع سرگرمی های ناسالم است. ایجاد مراکز فحشا، کلوپهای قمار و همچنین سرگرمی های ناسالم دیگر و از جمله توسعه ی غنا و موسیقی، از مهمترین ابزاری است که آنها برای تخدیر افکار مردم بر آن اصرار دارند.[7]
3) موارد ذکر شده حکمت حرمت غنا و موسیقی می باشد نه علت تامه و به همین دلیل، در مواردی هم که این آثار و نتایج سوء وجود ندارد باز حکم حرمت هم وجود دارد.
4) دلایل اصلی حرمت موسیقی(یا حلیت بعضی از اقسام آن) آیات قرآن و روایات پیامبراکرم(ص) و ائمه(ع) است که در حوزه ی تخصصی فقه . بررسی صورت می شود و این مقال گنجایش طرح مباحث اجتهادی را ندارد. اما آنچه به صورت اختصار می توان اشاره نمود چند مطلب است:
الف) آیات قرآن هر چند به صورت روشن و صریح حکم غنا را بیان نمی کند و مانند بسیاری از احکام به اصول و کلیات می پردازد، ولی برخی از آیات با توجه به تفسیری که پیامبر اکرم و اهلبیت(ع) از آنها نموده اند بر غنا تطبیق می کند. در این باره به چند آیه اشاره می کنیم:
1- امام صادق (ع) درباره ی آیات «و کسانی که شهادت به باطل نمی دهند(و در مجالس باطل شرکت نمی کنند)[8]و «از سخن باطل بپرهیزید»[9]، می فرمایند: «منظور مجالس لهو و لعب و غناست.»[10]
2- امام صادق(ع) درباره ی آیه ی «و آنها که از لغو و بیهودگی رویگردانند»[11]، فرمود: «منظور از «لغو» در این آیه، غنا و ملاهی می باشد.»[12]
3- امام باقر و امام صادق(ع) درباره ی آیه ی «بعضی از مردم سخنان بیهوده را می خرند تا مردم را از روی نادانی از راه خدا گمراه سازند و آیات الهی را به استهزا گیرند، برای آنان عذابی خوارکننده است»[13]،فرمودند: «منظور از سخنان بیهوده، غناست.»[14]
نکته: هر چند اکثر این روایات، آیات مذکور را بر غنا تطبیق نمودهاند ولی دربعضی روایات، بر موسیقی نیز تطبیق شده است[15]و فقها نیز برخی از این آیات را بر موسیقی تطبیق نموده اند.[16]
ب) مهمترین دلیل بر حرمت غنا ، روایاتی است که ازپیامبراکرم و اهلبیت(ع) به دست ما رسیده و به طور صریح و روشن دلالت بر حرمت غنا دارند. برای نمونه به برخی از روایات اشاره می کنیم:
امام باقر (ع) می فرمایند: «غنا از چیزهایی است که خداوند آتش جهنم را سزایش قرار داده»[17] و امام صادق (ع) می فرمایند: «از غنا دوری کنید[18].»
ج) در مورد حرمت موسیقی نیز روایاتی از پیامبراکرم و ائمه معصومین(ع) به دست ما رسیده که برخی از آنها را نقل می کنیم:
امام صادق(ع) می فرمایند: «آلات ساز و آواز، از عمل شیطان است پس هر چه در زمین از این نوع وجود دارد از ناحیه ی شیطان است.»[19]پیامبر اکرم(ص) نیز میفرمایند: «شما را از مزمار و کوبات (آلات موسیقی) نهی می کنم.»[20]
د) از آنجائی که واژه ی غنا به معنای «کشیدن صدا» بلکه به معنای هر گونه صدا و آواز است[21]و به تعبیر شیخ انصاری ره «کاملا روشن و بدیهی است که هیچ یک از این مفاهیم حرام نیستند »[22]، به همین جهت، همه ی فقها «لهوی بودن» را قید غنای حرام می دانند؛ یعنی، غنای لهوی حرام است.[23] (واژه ی «لهو» را به فراموشی یاد خداوند و فرو غلطیدن در ابتذال معنا نموده اند[24] و گفته اند غنا و آوازی حرام است که مناسب مجالس لهو و لعب و فساد و خوش گذرانی باشد.)[25]
بعضی از فقها علاوه بر«لهوی بودن» قید «مطرب» را نیز بر آن افزوده اند[26]. «طرب» به حالت سبک عقلی گفته می شود که در اثر شنیدن آواز یا آهنگ در نفس آدمی پدید می آید و او را از حد اعتدال خارج می کند و در مورد موسیقی(آهنگی که از آلات پدید آید) نیز اکثر فقها نوعی را که «لهوی» باشد حرام می دانند و بعضی استماع موسیقی مطرب را حرام می دانند.[27]
نکته پایانی: همان طوری که قبلا تذکر دادیم، بررسی دقیق این مباحث، در حوزه ی تخصصی فقه انجام می شود و کسانی که در این زمینه قدرت اجتهاد ندارند باید از مراجع تقلید خودپیروی کنند.
[1] . سید مجتبی حسینی، (پرسش ها و پاسخ های دانشجویی)، ص 169؛ امام خمینی(ره)، المکاسب المحرمه، ج 1، صص 198 224؛ حسینی، علی، الموسیقی، صص 16 و 17؛ تبریزی، استفتائات، س10، 46 ، 47 و 1048؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 974، 978و 979.
[2] . الغناء رقیة الزنا؛ بحار الانوار، ج 76، باب 99، الغناء.
[3] نک: تاثیر موسیقی بر روان و اعصاب ، ص 29؛ تفسیر روح المعانی، ج 21، ص 6؛ تفسیر نمونه، ج 17، ص 25 و 26.
[4] . ومن الناس من یشتری لهو الحدیث لیضل عن سبیل الله بغیرعلم و یتخذها هزوا اولئک لهم عذاب مهین؛ لقمان، 6.
[5] . وسائل الشیعه، ج 12، باب 99 ابواب ما یکتسب به.
[6] . تاثیر موسیقی بر روان و اعصاب، ص 29 و 92( به نقل از تفسیر نمونه، ج 17، ص 26).
[7] . تفسیر نمونه ، ج 17، ص 27.
[8] . والذین لا یشهدون الزور؛ فرقان، 72.
[9] . واجتنبوا قول الزور؛ حج، 30.
[10] . وسائل الشیعه، ج 12، باب 99، ابواب ما یکتسب به، ح 2، 3 ، 5 ، 9 و 26.
[11] . والذین عن اللغو معرضون؛ مؤمنون، 3.
[12] . تفسیر علی بن ابراهیم، ج 2، ص 88.
[13] . لقمان، 6.
[14] . وسائل الشیعه، ج 12، باب 99، ابواب ما یکتسب به، ح 6، 7، 11، 16و25.
[15] . همان، باب 100، ح3.
[16] . المکاسب المحرمه، امام خمینی(ره)، ج 1، ص 2.
[17] . وسائل الشیعه، ج 12، باب 99، ابواب ما یکتسب به ح 6.
[18] . همان، ح 23 و 24.
[19] .همان. باب 100، ح 5 و 6.
[20] . همان.
[21] . المکاسب المحرمه، امام خمینی(ره)، ج 1، ص 299.
[22] . مکاسب شیخ انصاری،جلد1، ص 292.
[23] . رساله ی دانشجویی، ص 171.
[24] . احمد شرمخانی، انسان، غناء، موسیقی، ص 14.
[25] . رساله دانشجویی، ص 171. بهر حال حرام بودن مطلق صدای زیبا با فطرت و عقل انسان سازگار نیست و مخالف با بعض روایات که دستور به خواندن قرآن به صوت زیبا می دهند می باشد. لذا منظور نوع خاصی از آن است و می توان معیار نوع حرام را از همین تعبیرات «باطل» یا «لهو» بدست آورد.
[26] . همان.
[27] . توضیح المسائل مراجع، ج 2، صص 813 و 913؛ مسائل جدید، ج 1، ص 47 به بعد.
منبع: پایگاه اسلام کوئست
متن سوال: چرا شنيدن موسيقي حرام است؟
متن پاسخ: موسيقي موضوعي نيست كه بتوان به سادگي در مورد آن قضاوت نمود، تأثير موسيقي بر روح و روان انسان بسيار گسترده و حتي بعضاً ناشناخته است و انواع مختلف موسيقي ها، در روح و روان انسان، آثار بسيار متفاوتي ايجاد ميكنند. به همين خاطر نظر دانشمندان در مورد آنها، مختلف است.
بعضي از دانشمندان گفته اند موسيقي به ويژه آهنگهاي تند و حساس، تحريكاتي در اعصاب سمپاتيك و پاراسمپاتيك به وجود ميآورد كه در نتيجه تعادل اعصاب به هم ميخورد و انسان دچار ضعف اعصاب ميگردد. ضعف اعصاب امراض ديگري (از قبيل اختلال حواس، پريشاني، جنون، مشكل شنوايي و نابينايي، سل و غيره) به وجود مي آورد. به علاوه موسيقي به سبب ايجاد هيجانات روحي و مغزي گاهي به حمله و خفقان قلبي منجر ميشود و باعث سكته و مرگ ناگهاني ميگردد.
دكتر “ولف آدلر” پرفسور دانشگاه كلمبيا ميگويد: “بهترين و دلكشترين نواهاي موسيقي، شومترين آثار را روي سلسله اعصاب انسان باقي ميگذارد. اصولاً شنيدن موسيقي و كنسرت در اعصاب يك نوع اثر تخديري ايجاد ميكنند. گاهي آن چنان شديد است كه شنونده را مانند افراد بهت زده ميسازد و لذت فوق العادهاي كه افراد از آن ميبرند، از همين اثر تخديري است. واضح است كه اين گونه تخديرها زيان هاي فراواني دارد. آمار جنايت هايي كه نمودار اين حقيقت است، بسيار است.
يك مجله سوئيسي نوشت: جمعيتي حدودي 150 هزار نفر در ميداني گرد هم آمده بودند و پس از اجراي يك كنسرت آن چنان به هيجان آمدند كه ويترين ها را شكسته و مغازه ها را ويران كردند و عده اي زخمي و مجروح شدند.
در ايالت “لتيل راك” جواني پيانو ياد ميگرفت. نغمات موسيقي چنان در روح آن جوان هيجان ايجاد كرد كه بدون دليل از جاي برخاست و با نوزده ضربه چاقو معلم خود را از پاي درآود”.(1)
غير از ضررها ضررهاي اقتصادي نيز به واسطه موسيقي بر انسان و بر جامعه تحميل ميشود. هزينه هاي سنگيني كه امروزه خرج مجالس موسيقي و شهوتراني ميشود، ضربه هاي جبران ناپذيري به اقتصاد جامعه ميزند و در عوض آن هيچ نفع چشمگيري به جامعه نميرساند.
ضررهاي اخلاقي مهمترين ضررهاي موسيقي هاي تند است. اگر گناهان و آلودگي هايي را كه در مجالس موسيقي انجام ميشود، به حساب آوريم، ميفهميم كه موسيقي چه سهم بزرگي در به وجود آوردن ناپسندي ها و پليدي ها دارد.
موسيقي با نغمه هاي به ظاهر دلرباي خود، لطمه هاي وحشيانهاي به اخلاق و دين و فضيلت ميزند. موسيقي مخصوصاً در محافل مختلط و به ويژه اگر خواننده زن باشد، جز شهوتران و وقت كشي چيزي نصيب انسان نميكند، در نتيجه مفاهيم مقدسي چون مروت، حيا، عفت، امانتداري، برادري، كوشش و فعاليت به فراموشي سپرده ميشود.
گوش دادن مفرط به موسيقي انسان را از خدا غافل و دور ميسازد و باعث جدايي انسان از معنويت و حتي جبهه گيري در برابر مذهب و متدينان ميشود.
امام صادق(ع) فرمود: الغنا يورث النفاق؛(1) غنا باعث نفاق ميشود”.
پيامبر(ص) فرمود: “غنا و موسيقي در قلب، نفاق ميكارد، همان طور كه در زميني به واسطه آب سبزي روييده ميشود”.(2)
باز فرمود: “خداوند مرا مبعوث كرد تا رحمت براي عالميان باشم و معازف و مزامير (الات موسيقي و قمار) و امور جاهليت را نابود سازم”.(3)
اگر موسيقي مطرب و شهوتزا و هجيان انگيز باشد و انسان را به وادي شهوتراني بكشاند، حرام است. البته اگر مطرب نباشد و فقط صداي مطلوبي باشد و در انسان ايجاد هيجان و حرارت شهوي نكند حرام نيست. اگر برخي از دانشمندان گفته اند كه موسيقي غذاي روح است يا باعث شادي ميشود، مرادشان همين نوع موسيقي است كه مفسدهاي نداشته باشد.(4)
اسلام مخالف شادي و شادماني نيست و تفريحات سالم جزء برنامه هاي يك مسلمان است، به همين خاطر گوش دادن به موسيقي آرام و مطلوب در حد محدود در بعضي اوقات خوب و پسنديده و شايد لازم باشد. اما بايد دانست شادي و شادماني تنها در گوش دادن به موسيقي منحصر نميشود. ثانياً درست است كه موسيقي شادي آفرين است؛ اما گاهي ضررهاي آن بيشتر از شادي لحظه اي آن است، عادت به اين گونه موسيقيها در انسان ايجاد غفلت و سستي نموده و او را از خدا دور ميسازد.
و از نماز و عبادت و مسجد و راز و نياز خدا باز ميدارد و بهترين ساعات عمر انسان را كه ايام جواني است از بين ميبرد.
جوانان بايد با علوم و فنون مختلف آشنا باشند و با كار و تلاش و سازندگي، خود و جامعه را رو به تكامل ببرند. شاديهاي زودگذر و لحظه اي چه دردي از فرد و جامعه برطرف مي نمايد و چه مشكلي را حل ميكند؟
پي نوشتها:
1 – ميزان الحكمة، حديث 15086.
2 – همان، حديث 15091.
3 – همان، حديث 15076.
4 – بيست پاسخ، ص 183، با تلخيص.
منبع:http://www.eporsesh.com