سخنان حكيمانۀ امير المؤمنين علي بن ابيطالب عليه السّلام

قال علىّ عليه السّلام: انّما الدّنيا دار مجاز و الآخرة دار قرار فخذوا من ممرّكم لمقرّكم

على عليه السّلام فرموده است:   دنيا منزل گذران و آخرت مقرّ جاودان است. فرصت را مغتنم شماريد و از گذرگاه خويش، براى قرارگاه خود، چيزى بگيريد و ذخيره‏ اى بيندوزيد.

برادر كسى است كه در سختى برادرى كند

پرداخت قرض از دين است

با بدان نيكى كن تا از بدى آنها جلوگيرى كنى

پنهان داشتن سختيها از جوانمردى است

نيكى با پدر و مادر خيرى است كه پيش فرستاده می ‏شود

پس از صبر، خود را به پيروزى بشارت ده

بركت مال به زكات دادن است

گريه مؤمن از ترس خدا باعث روشنى چشم است

با نيكى، آزاده بنده می شوند

كار خير را زود انجام ده تا كامياب شوى

شكم انسان دشمن او است

بلاى انسان در زير زبان است

بهترين رفيق آن است كه به كار خير رهبريت كند

با نفس مخالفت كن تا آسوده شوى

معاملۀ آنكه دين به دنيا فروشد سرا پا زيان است

رفيق انسان، دليل خرد او است

خالى بودن دل (از غصه) بهتر از پر بودن كيسه است

ترس خدا دل را جلا می دهد

اخلاص در دوستى از خوش پيمانى است

بهترين مالها آن است كه در راه خدا صرف شود

داروى قلب رضايت به قضا و قدر است

درد نفس در حرص است، و درمانش در جلوگيرى از آن

نشانۀ عقل انسان، گفتار او است

علامت گوهر انسان، رفتار او است

دوام خوشى به ديدار دوستان است

دولت افراد پست و نالايق، آفت مردان است

دين انسان گفتار او است

دولت پادشاهان به عدالت است

هميشه خشم را فرو نشان كه سرانجام نيك بيابى

يك گناه زياد است و هزار طاعت كم

ذلت انسان در طمع است

آن كه ذلت فقر دارد، نزد خدا عزيز است

پدرت را مراعات كن، تا پسرت ترا مراعات كند

رفاه زندگى در سايه‏ ى امنيت است

رتبۀ علم بالاترين رتبه‏ هاست

تولد، قاصد مرگ است

هنگام غلبۀ هواى نفس، حق را مراعات كن

روشنى دل از خوردن حلال است

ضربه‏ ى زبان از ضربت نيزه سخت‏ تر است.

هر كه به اشرار اعتماد كند گمراه است.

هر كه دين به دنيا فروشد گمراه است.

تنگى قلب از تنگى دست مشكل‏تر است.

هر كه دستش تنگ (و ممسك) است سينه‏ اش تنگ است.

دنيا بر اهل بغض و دشمنى تنگ است.

خوشا به حال آنكه عافيت نصيبش شد.

عمر دراز با عبادت، از امتيازات پيمبرانست.

تحصيل ادب به از تحصيل زر است.

هر كه اميدش كوتاه است عمرش دراز است.

اطاعت از دشمن نابودى است.

خوشا به حال آن كه اهل و عيال (ناصالح) ندارد.

اطاعت خدا غنيمت است.

ظلم، انسان را به خاك هلاك می افكند.

مظلمه‏ى ستمديدگان از بين نمى‏رود.

ظلم، ستمگر را به نابودى مى‏دهد.

عطش مال از عطش آب سخت‏تر است.

تاريكى ستم، ايمان را تيره می ‏كند.

سايه‏ ى واليان حق، سايه‏ ى خداوند است.

سايه‏ ى عمر ستمگر كوتاه است.

سايه ‏ى كريمان پهناور است.

با قناعت زيست كن تا پادشاهى كنى.

بلند همتى از ايمان است.

عيب سخن، درازى آن است.

سرانجام ظلم وخيم است.

دشمن دانا به از نادان دوست.

گرفتارى آخرت دشوار است، وسيله‏ ى سهولت فراهم كن.

در حفظ (علوم) بكوش نه در جمع كتاب.

كيفر ستمكار مرگ زودرس است.

به دنبال هر شبى روزى است.

هر كه سالم است غنيمت برده.

متوكلان گران قدراند.

جوان خردمند، به از پير بی خرد است.

آن كه ترا به بد رفتارى دلالت كند فريبت داده.

هر كه ترا بيجا به خشم آورد خيانت كرده.

از مطلب حق غضب كردن، زشت است.

غنيمت مؤمن، به چنگ آوردن حكمت است.

هر كه دين به دست‏ آورده، رستگار شده.

افتخار به فضيلت، به از فخر به نژاد است.

هر كه از شر نفس سالم ماند رستگار است.

زيركى انسان دليل اصالت اوست.

نجات در راستى است.

هر دلى به چيزى مشغول است.

ناسپاس نعمتش دوام ندارد.

گفتار هر كس معرف ضمير او است.

پذيرفتن حق از دين است.

قوت قلب اثر ايمان صحيح است.

حرص، قاتل حريص است.

كار را به اندازه و تدبير انجام ده، تا از لغزش برهى.

ارزش هر كسى به اندازه‏ى دانش اوست.

همنشين هر كس دليل دين او است.

نزديك شدن به اشرار، زيان‏بخش است.

سخت دلى از سيرى است.

ارزش هر كس، به قدر همت اوست.

كلام خدا، داروى دلهاست.

كافر سخاوتمند از مؤمن بخيل به بهشت نزديكتر است.

ناسپاسى نعمت را زوال دهد.

پير را درد پيرى بس است.

حسود را درد حسد بس است.

كمال علم به حلم است.

تكميل بخشش به عذرخواهى است.

اين عيب براى دنيا بس كه وفا ندارد.

علم به مرگ، غصه‏اى كافى است.

موى سفيد براى اعلام مرگ كافى است.

چنان كه رحم كنى رحمت كنند.

هر چه بكارى بدروى.

گفتار نرم زنجير دلهاست.

سخن نرم گو، تا محبوب شوى.

دوران پيرى جزء عمر نيست.

حسود آسايش ندارد.

سلطنت دانش، زوال‏پذير نيست.

هر دشمنى علت و مصلحتى دارد، جز دشمنى حسود.

هر كه همت بلند دارد اندوهش طولانى است.

پرحرف، ملامتگر زياد دارد.

محفل علم باغستان بهشت است.

آن كه لب فرو بندد، پشيمانى نبيند.

فضيلت انسان، زير زبانش نهفته است.

نور مؤمن از نماز شب است.

فراموشى مرگ، زنگار قلب است.

دل را با نماز در تاريكى، روشن كن.

چون موى سر سفيد شود، خبر مرگت رسيده.

طراوت و خرمى چهره، در اثر راستگويى است.

نيكى بی ‏مورد ظلم است.

گناه صدقه‏ ى منت گذار، از ثوابش بيشتر است.

زمامدارى احمق زودگذر است.

واى بر آن كه اخلاقش بد، و رويش زشت است.

تنهايى از همنشين بد بهتر است.

آن كه بدى ترا ناديده گيرد برادرى كرده.

آن كه با تو دشمنى نورزد دوستى كرده.

واى بر حسود از شر حسد.

خدا رزق سرپرست كودك را مى‏رساند.

واى بر آن كه بر آزادگان ستم كند.

اندوه هر كس به قدر همت او است.

همت سعادتمند در امر آخرت است، و همت شقاوتمند در دنيا.

آتش تفرقه، سوزنده ‏تر از آتش دوزخ است.

نيكبختى در صداقت و راستى است.

تقوا، سبب خرّمى روى مؤمن است.

آن گاه كه موى سرت سپيد شود، خبر مرگ تو داده شده است.

شب‏زنده‏دارى، موجب نورانيّت مؤمن می ‏شود.

سپيدى موى را با طاعت خدا نورانى كن و آن را با گناه سياه مگردان.

با نماز خواندن در تاريكيهاى شب، دلت را روشنايى بخش.

بي‏ نيازى، خود رسيدن به آرزوهاست.

یکی از منابع:  کتاب نصایح   ترجمه:احمد جنتى